تبليغاتX
اشراق

1. افراد مختلف در برهه هاي مختلفي از زندگي خود  همواره انتخاب هايي را بر اساس معيارهاي گوناگوني دارند و البته هيچ كس از اين قاعده مستثني نمي باشد . پر واضح است كه در اين انتخاب ها ارزش و معيار انتخاب ها به صورت بسيار فاحشي از ملاك آن ها پايين تر است و بي شك اين ملاك هاست كه ماندگاري دارند و در اين مسير رو به پيشرفت ، تداوم يافته و به روز رساني مي شوند ؛ بر همين اساس چه بسا ممكن است كه  در اين وادي انتخاب هاي اشتباهي صورت پذيرد  كه در اين صورت به صورت خودكار و در فرض واضح بودن معيارها بلافاصله تصحيح مي شوند .

2. در علم شريف و اصيل فقه اسلامي و در موضوع " وكالت " مباحثي در رابطه با زمان انقضاي وكالت مطرح است كه تقريبا در مواردي بزرگواران با آن آشنا هستند كه از آن جمله مي توان به " عزل از جانب موكل " و يا " انقضاي مدت وكالت " نام برد لكن موردي هم وجود دارد كه شايد براي كاربران محترم جالب باشد و آن " انعزال از وكالت " است بدين معني كه وكيل در صورتي كه رضايت موكل را فراهم نياورد چه بسا نيازي به عزل هم نباشد و اين فرد خود به خود از وكالت عزل مي شود . پس رضايت موكل در ادامه وكالت شرط است .

3. صحبت هاي اخير رهبري به نظرم دو شاه بيت مهم داشت ، يكي " در ميان ملت ايران سلايق مختلفي در عرصه زندگي اجتماعي وجود دارند كه هر كدام نظر خود را بيان مي‌كنند اما آنجايي كه ملت احساس مي‌كنند، مسئله دشمني با نظام در ميان است و دستي، حركتي را براي ضربه زدن به نظام مديريت مي‌كند، از او فاصله مي‌گيرند، حتي اگر همان شعاري را بدهد كه ملت به آن معتقد است" و ديگري " همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتن‌هاي خود باشند زيرا نگفتن مسائلي كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلي كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است .... نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد. " . خوب است كه همه ساستمداران به اين نكات توجه داشته باشند .

4. انتخاباتي كه گذشت از جهات مختلف قابل تامل و بررسي فراواني است و صد البته توجه به نيروهاي اطراف كانديداها بالاخص حلقات اول آن ها و نيروهاي سينه چاك هر كانديدا جامعه شناسي بسيار دقيقي را به آگاهان تحويل مي دهد . چنان چه به عنوان مثال در حول شخص پيروز انتخابات و در ميان علاقه مندان متعصب ايشان غالبا معيارها بود كه اولويت بر انتخاب داشت . نكته اي كه شايد اين روزها خود جناب رييس جمهور هم از آن غافل باشند . بي شك يكي از مهم ترين دلايل اين جمع – كه حقير نيز بر اين باور مي باشم – براي راي دادن به ايشان باور به  اطاعت محض شخص رييس جمهور از مقام عظماي ولايت ( روحي له الفداء)  و منويات دين مبين اسلام كه تجلي گاه آن نظرات گهربار مراجع عظام تقليد  و گسترش شاخصه هاي مذهبي در دولت آينده بوده است . لذاست كه بر اساس اين معيار ها دست به انتخابي زده شده است .

از ديگر سو جايگاه رفيع مقام ولايت در ساختار حكومت اسلامي – كه آرمانمان است – و صد البته جمهوري اسلامي و اظهار نظر صريح و بي پرده ي معظم له در موضوعاتي كه به عقيده ي بنده حتي نتوان حكم حكومتي را بر آن گذاشت ، واجب الاطاعه خواهد بود و بي شك معيار و ميزان اعتقاد به اين ملاك ها نه با دست بوسي در حين تنفيذ كه با عمل كردن به منويات مقام رفيع ولايت خواهد بود بدون هيچ شك و شبهه اي و لذاست كه در غير اين صورت بي شك اين روند تصحيح خواهد شد و شخص رييس جمهور بر اساس همان قاعده ي فقهي " منعزل " خواهند شد حداقل از جانب آن رايي كه من به ايشان داده ام .

امرور روز امتحاني بزرگ است آقاي رييس جمهور كه موفق نشدن در آن " سقوط " خواهد بود . امتحان انتخاب ميان " اعتماد شخصي " و يا " تشخيص مولا " و مطمئن باشيد كه "  آنجايي كه ملت احساس مي‌كنند، مسئله دشمني با نظام در ميان است و دستي، حركتي را براي ضربه زدن به نظام مديريت مي‌كند، از او فاصله مي‌گيرند، حتي اگر همان شعاري را بدهد كه ملت به آن معتقد است "

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 20:18  توسط مهدی صنعتی   | 

ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد، و دولت انقلابي و... هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند.

اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد

من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن "حزب الله" حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم


(امام روح‌الله/ صحيفه نور ج8 ص251)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 20:3  توسط مهدی صنعتی   | 

اصلا قصدی برای وارد شدن به این اوضاع و احوال وبلاگی نداشتم چون که به جد معتقدم فضای بسیاری از وبلاگ نویسان از فضای جامعه در ایام انتخابات بسیار دور است که البته این خاصیت فضای اینترنت ایت ولی چه کنیم که هر وقت شاهد از غیب می رسد آدم نمی تواند کاری نکند . این متن و لینک ها را بخوانید بد نیست. احتمال دارد لیست دروغ ها را در این چند روز بیشتر کنم . لطف کنید سر زده و مشاهده فرمایید و حداقل اعلام انزجار . اگر دورغ گفتن برایتان زشت است و نه این که چه کسی دروغ بگوید .
 
خبرگزاري فارس: رئيس مركز آمار ايران در دولت اصلاحات عنوان كرد: آمار ارائه شده توسط مركز آمار در دوره فعلي صحيح بوده و ترديدي در آمار ارائه شده در آمار رييس جمهور وجود ندارد. حميدرضا نواب پور عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و رئيس مركز آمار ايران در دولت اصلاحات در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، درباره آمار ارائه شده توسط مركز آمار در دولت نهم گفت: اين آمارها صحيح بوده و به اين سادگي نيست كه تعريف‌ها تغيير كند.
نواب‌پور افزود: مركز آمار نمي‌تواند آمارها را تغيير دهد و در اصل اطلاعات هيچ‌گونه ترديدي وجود ندارد.
نواب پور از ارديبهشت سال 1383 تا ارديبهشت 1385 مسئوليت رياست مركز آمار ايران و از سال 1375 معاونت اين مركز را به عهده داشته است.
 
این هم لینک ها :
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 17:34  توسط مهدی صنعتی   | 

اشاره : نمی دانم حمید داوودآبادی را چقدر می شناسید . همین قدر بدانید که تاریخ نگار لشکر ۲۷ محمد رسول الله است و دو اثر گران قدر دارد به نام های " همپای صاعقه " و " ضربت متقابل " که مربوط به مسایل مربوط به زمان فرماندهی حاج احمد متوسلیان و شهید همت است . این دو کتاب هم مورد عنایت شدید مقام معظم رهبری می باشند . فعلا درباره مناظره این دو بزرگوار - آقایان احمدی نژاد و موسوی - این را داشته باشید تا ببینیم چه می شود .این مطلبی که می بینید از ایشان است و در ارتباط با بخش مهمی از مناظره . لطفا کاملا آن را بخوانید .  حرف که برای گفتن فراوان است شما دعا بفرمایید که ما پایمان به قم برسد تا به روز کنیم با مطلب تولیدی .

"ميرحسين موسوي " نخست وزير دهه 60 جمهوري اسلامي كه نقشي مستقيم و تاثير گذار در 8 سال جنگ تحميلي داشت، در مناظره تلويزيوني خود با "محمود احمدي نژاد " رئيس جمهوري اسلامي ايران، اظهاراتي درباره بخش بسيار مهمي از تاريخ دفاع مقدس ايراد كرد كه تا به امروز، به دلايل بسيار از سوي طيف فكري ايشان مورد حذف و سانسور قرار گرفته است.
البته آقاي ميرحسين به خيال خود، با زيركي خواست تا با ذكر خاطره اي منسوب به حضرت امام خميني (ره)، مسئله هولوكاست را كه در سال هاي اخير توسط دكتر احمدي نژاد مطرح شده و آتش به خرمن صهيونيست ها زده، رد كرده و ادامه مقابله با تحركات صهيونيست ها را بي فايده جلوه دهد!

*آنچه مطرح شد

ميرحسين موسوي مدعي شد:
"من جا دارد كه يك خاطره اي از حضرت امام دراينجا نقل بكنم.
يك موقعي اسراييلي ها آمدند و حمله كردند به جنوب لبنان و در داخل كشور همه به اين اتفاق رسيدند كه ما بايد نيرو بفرستيم و به اصطلاح اسراييلي ها را بيرون كنيم و كنار لبناني ها بجنگيم.
آن موقع "شهيد همت " هم قرارشد كه رييس لشكرهايي باشد كه قراربود بفرستند. نيروهايي را هم پيشاپيش اعزام كردند كه درلبنان بررسي كنند اين نيروها بايد در كجا مستقربشوند.
آن شبي كه فردايش قرار بود نيروها فرستاده بشود، بياد دارم كه جلسه روساي سه قوه بود و شهيد همت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و گفتند كه خيراست اين بحث و بعد گفتند كه امام فرمودند راه قدس از كربلا مي گذرد يعني شما بپردازيد به جنگتان. چكارداريد به لبنان كه نيرو بفرستيد به آنجا . راه قدس ازكربلا بگذرد. "

*و اما اصل ماجرا

با پيروزي سپاهيان اسلام در عمليات بيت المقدس و آزادي خرمشهر، همه حاميان صدام كه او را در حال شكست و سقوط مي ديدند، به اتفاق طرحي ريختند تا ايران را از ادامه جنگ و عمليات عليه صدام منحرف كنند.
پس از تهاجم اسرائيل به لبنان كه بهانه آن نيز ترور "شلومو آرگوف " سفير رژيم صهيونيستي در لندن توسط گروه تروريستي "ابونضال " بود (البته 9 ماه بعد "نايف روزان " سر تيم اين گروه تروريستي در دادگاهي در لندن اعتراف كرد كه اين عمليات براي نجات رژيم صدام و توجيه حمله اسرائيل به لبنان بوده است)، هدايت كنندگان مستقيم جنگ و مسئولين اصلي آن از جمله حجت الاسلام "علي اكبر هاشمي رفسنجاني "، مهندس "ميرحسين موسوي " نخست وزير، و "محسن رضايي " - كه آن زمان نه دكتر شده بود و نه سردار - در اقدامي كاملا عجولانه و شتابزده، تصميم گرفتند تا نيروهاي ايراني را به لبنان و سوريه اعزام كنند. گروهي از نظاميان و سياسيون از جمله "احمد متوسليان " فرمانده وقت تيپ 27 محمدرسول الله (ص) و شهيد "علي صياد شيرازي " جهت بررسي اوضاع به لبنان رفتند و پس از بازگشت و ارائه گزارشات اوليه، صدها تن از نيروهاي رزمنده تيپ محمد رسول الله (ص) سپاه و تيپ تكاوران ذوالفقار ارتش را به سوريه اعزام كردند كه فرماندهي آن نيروها با حاج احمد متوسليان بود.
مدتي بعد حاج احمد متوسليان به همراه وزير امور خارجه وقت "علي اكبر ولايتي " به تهران آمد و گزارشات خود را به سران مملكتي ارائه داد.
هنگامي كه سران مملكتي گزارش هاي تهيه شده از اوضاع و احوال لبنان و اين كه سوريه اجازه تحرك و عمليات نمي دهد، را به امام ارائه دادند، ايشان پس از استماع گزارش‏هاى آنان، با تندى اعلام كرد كه نيروهاى اعزامى به لبنان سريع به ايران بازگردانده شوند. امام اين مسئله را گوشزد كرد كه اين توطئه‏اى صهيونيستى - بعثى براى متفرق ساختن نيروهاى رزمى و نجات عراق از حملات ايران بود و جبهه اي از تهران تا لبنان مقابلمان گشوده اند و بايد به سرعت جلويش گرفته شود.
امام در سخنان عمومي خود در تاريخ 29 خرداد 1361اين گونه فرمودند:
"(آمريكا) يك توطئه ديگرى عميق‏تر اجرا كرده است كه در اين توطئه، ماهم يك قدرى بازى خورديم و آن اين است كه يك نكته‏اى كه پيش ما خيلى بزرگ است و ما نسبت به آن حساسيت زياد داريم، آن غائله را پيش آورد تا اين‏كه ملت ما را از آن مطلبى كه در كشور خودش مى‏گذرد و از آن جنگى كه در كشور خودش مى‏گذرد، غافل كند. قضيه‏ هجوم، اسرائيل به لبنان.
آمريكا مى‏دانست كه ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسيت داريم و نسبت به اسرائيل هم از آن طرف حساسيت داريم. اين دام را آمريكا درست كرد يعنى آن نوكر خودش را فرستاد به اين‏كه حمله كند به لبنان و آن همه خسارات وارد كند و آن همه جنايات. و ما مى‏دانيم كه اگر ميليون‏ها جمعيت را از بين ببرند و يك مطلبى براى آمريكا حاصل بشود، و يك نفعى برسد، مى‏گويد همه بروند از بين. اين را ما از ابر قدرت‏ها شناخته‏ايم. آنها در فكر اين نيستند كه در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد اين مستمندان و بيچارگان چه مى‏گذرد، آنها دنبال اين هستند كه صدام را در اين طرف سرجاى خودش نگه دارند و ايران كه در نظر آن‏ها خيلى اهميتش بيشتر از لبنان و جاهاى ديگرى است، براى آنها محفوظ بماند. "
حال آنچه اين جا مهم مي نماياند، گذشته از تحريف اين بخش مهم تاريخ انقلاب اسلامي توسط ميرحسين موسوي، سعي و تلاشي است كه براي حذف نام و ياد حاج احمد متوسليان - كه در همان ماموريت در تاريخ 14 تيرماه 1361 در شمال بيروت به همراه "سيدمحسن موسوي " سرپرست سفارت ايران در بيروت و "كاظم اخوان " عكاس و خبرنگار و "تقي رستگار " به اسارت فالانژيست ها مزدوران اسرائيل درآمدند و تا امروز هيچ خبر موثقي از آنان به دست نيامده است - صورت مي گيرد.
اولا اين كه جلسه اي كه امام "راه قدس از كربلا مي گذرد " را مطرح نمودند، بر خلاف ادعاي آقاي موسوي، هنگامي است كه نيروهاي ايراني در سوريه و لبنان مستقر شده بودند نه قبل از اعزام آنها. يعني بعد از آن كه آقاي موسوي و همفكرانش كار خود را عملي كرده بودند.
دوما آقاي موسوي در ذكر خاطره خود، شهيد "محمدابراهيم همت " را فرمانده نيروهاي اعزامي به لبنان معرفي مي كند.
شايد تصور شود كه ايشان دچار اشتباه شده اند.
اولا خاطره اي كه ايشان ذكر كردند آن چيزي نيست كه رخ داده است.
دوما اين كه پيش از موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني در كتاب و يادداشت هاي به اصطلاح روزانه خود - كه كاملا امروز براي ديروز نوشته شده اند و صد البته با در نظر گرفتن همه جوانب احتياطي و مصلحت انديشانه! - همين وظيفه را انجام داده است.
آقاي رفسنجاني در كتاب "پس از بحران " صفحه 140 خود مي نويسد:
"چهارشنبه 26 خرداد 1361
آقاي محسن رفيق دوست و آقاي ابراهيم همت از لبنان آمده بودند. وضع آنجا را توضيح دادند و گفتند كه به موفقيت نيروهاي لبناني اميدوارند. "
و اين در حالي است كه شهيد همت آن زمان در سوريه بود و سرپرستي نيروهاي اعزامي را برعهده داشت و اين فقط حاج احمد متوسليان بود كه به تهران و نزد مسئولين آمد و گزارش داد.

*علت چيست؟

1 - حذف كامل نام و ياد و نقش سردار دلير حاج احمد متوسليان.
2 - مصادره شهيد همت به نفع خود. همسر شهيد همت از حاميان ميرحسين موسوي است و البته خانواده شهيد همت از حاميان دكتر محمود احمدي نژاد.
3 - تبرئه كردن خود و همه كساني كه مرتكب آن خطاي بزرگ شدند و نيروها را عجولانه به لبنان اعزام كردند كه كم ترين ضرر آن براي ما، اسارت چهار عزيزي بود كه تا امروز خانواده هايشان چشم انتظار نشسته اند ولي خبري از آنها باز نيامده است.
و البته ضرر بزرگ تر آن اين بود كه در طى اين مدت، اسرائيل و عراق به اهداف اوليه خود نائل شدند. اسرائيل وحشيانه تا بيروت پيش‏روى كرد و به قتل و غارت شيعيان و فلسطينيان پرداخت. عراق نيز از فرصت پيش آمده و ركود جبهه‏هاى نبرد بهترين بهره را برد و با استفاده از كارشناسان نظامى شرقى و غربى، ديوار دفاعى عظيم، دژهاى متعدد و موانع مختلف در منطقه شلمچه و در مسير بصره ايجاد كرد، كه با اين تلاش‏ها، عمليات رمضان از جانب ايران را كه در تير ماه سال 1361ه.ش (ژوئيه 1982م) يك ماه پس از آزادى خرمشهر در منطقه شلمچه انجام شد، با شكست مواجه كرد؛ چرا كه رزمندگان اسلام با موانعى رو به رو شدند كه طى يك ماه گذشته و با سرعت تمام احداث شده بود و اين برترين سودى بود كه در اثر حمله‏ اسرائيل به لبنان، نصيب رژيم بعثىِ صدام شد.
4 - پوشاندن اين خطا كه آقايان خود سر و قبل از مشورت كامل با امام اقدام به آن كار كرده اند.
5 - تحريف تاريخ درست به شيوه اي كه در كتاب هاي اخير و به اصطلاح يادداشت هاي روزانه شاهد هستيم.
6 - موجه جلوه دادن خود و انداختن مسئوليت ناكامي ها و شكست ها به گردن امام. چون آقاي موسوي ذكر نكردند كه اين نيروها با اجازه امام اعزام شدند يا نه؟
7 - و متاسفانه، سعي در فرعي، بي ارزش و غير لازم جلوه دادن حمايت جمهوري اسلامي ايران از انتفاضه فلسطين و مقاومت لبنان؛ و اين درست همه آن چيزي است كه جنايتكاران آمريكا - كه وظيفه تامين بمب ها و سلاح سنگين رژيم صهيونيستي را براي قتل عام مظلومان و بي پناهان لبنان و فلسطين برعهده دارد - مدعي است كه ايران براي برقراري ارتباط تنگاتنگ با غرب و بوِيژه آمريكا، بايد حمايت عملي خود را از لبنان و فلسطين قطع كند و اين چيزي نيست جز تامين امنيت صهيونيست ها براي انجام عملياتي به مراتب شديدتر و سنگين تر از آنچه تا كنون رخ داده، براي تصاحب همه خاك فلسطين و محو كامل حزب الله لبنان.

پ. ن (۱) : یکی از بزرگواران وبلاگ نویس کازرونی که از تیر غضب ما - حذفوبلاگ هایی در بخش خبرخوان - رهایی نیافته مطلبی نوشته است با عنوان " در حاشیه مناظره دیشب احمدی نژاد و موسوی " . بسیاری از گفتنی ها را هم مرقوم فرموده اند . بسیار خواندنی است . من که حظ کافی را بردم . شما هم بخوانید .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 17:19  توسط مهدی صنعتی   | 

 ... و رایتکم 
هر قوم نشانه ای دارد و بیرقی ؛ که نشان اعتقادات اوست . اصول ، اهداف و هر آن چه دارد را بر آن نگاشته می بیند ؛ پس بیرق خلاصه ی همه آن چیزهایی است که نگاشتنی است . 
فلا تمیلوها 
در منازعات قومی این سو و آن سو داعیه دارند اما نگاه به او اشتراکات را بیاد می آورد پس عقیده ای در بیرق نقش بسته که فصل الخطاب است و آرامش بخش قلب سپاهیان ؛ دیدن هر باره ی او در میدان جنگ و ستیز ( تو خواه نظامی بگیر خواه فرهنگی ) دل را استحکام می بخشد . پیرامونش را نباید خلوت کرد چون او که نشان است و لا یتغیر ؛ و این سپاهیانند که با تقزب به او خود را می شناسانند . 
و تجعلوها الا بایدی شجعانکم و المعانعین الذمار منکم 
و اما بیرق دار ، دلاور مرد غیوری است که حمیت فوق العاده دارد ، ناموس سپاهیان بدست اوست ، او این توفیق را یافته که در سایه ی اعتقاد راسخش نگهبان بیرق امت باشد . او نیازمندان نگهبانی که در سایه ی این بیرق اند را هم نگهبانی می کند . 
فان الصابرین علی نزول الحقایق هم الذین یحفون برایتکم و یکتنفونها حفافیها و وراءها و امامها 
گرد وجود او کسانی خواهند ماند و ماندگار خواهند شد که جانشان را در طبق اخلاص قرار داده اند و بیرق را محافظت می کنند ، گو ابن که نشانه و بیرق کعبه ای است ؛ نشانه ی اعتقاداتشان ، که هفت بار ، نه ، هفتادبار بدورش طواف می کنند . چشم و گوش باز کرده اند که بیرق را جانشان را در دست دارد.این خیل سپاهیان صابرند ، هر چه بر سرشان نازل گردد ، آنان اند و عقیذه شان ؛ و چونان کوه ایستاده و پابرجا .
لا یتاخذون عنها فیسلموها و لا یتقدمون علیها فیفردوها 
دل از بیرق دار نمی کنند ، می دانند اگر عقب بیفتند عقیده شان را از دست خواهند داد ، و پیش از او نمی روند که بیرق دار را نباید تنها گذاشت .


برداشتی از خطبه 124 نهج البلاغه ، وطن امروز

 
********


نمی دانم که چرا هر کاری می کنم نمی توانم مردم کشورم را جز در اندیشه ها در چیز دیگری جدا از هم ببینم ، شاید کار سختی باشد اما رنگ رنگ کردن این ملت کار سخت تر و خطرناکتری است . مردم ما همه سبزند چرا که سرشار از نشاط و بزرگواری و کرامتند . همه سفیدند چرا که پاکی و بزرگواری و انسانیت از وجودشان می جوشد و سرخند چون غیورند و متعصب و نمی گذارند ذره ای از خاکشان را اجنبی حتی هوس اشغال کند . جسارت نشود ولی فکر می کنم بترین کار این دوره از تبلیغات رنگ به رنگ کردن مردم بود . عشق به میهن و پرچم عزیز کشورمان شاید که باید مانع از این کار می شد . 


********


امروز در مشهد ولوله ای برپا بود . مردی آمده بود از جنس مردم برای عهدی دوباره با مردم . باید می بودید و می دیدید جمعیتی را که یک صدا ایران را فریاد می زدند و پرچم پرافتخار کشورمان را در بابرش به اهتزاز در می آوردند . جمعیتی بسیار با عشقی فراوان برای اقتدار و به افتخار ایران . 


********
این روزها دارد به سرنوشت ساز ترین ایام تبلیغات که مناظره های تلویزیونی است نزدیک می شویم . برنامه هایی که سخنانی مبتی بر عدم تمایل برخی بر انجامش شنیده می شود . من که چون ایشان  معتقدم راه پس و پیشی دیگر برای کاندیداها نمانده است . بهتر است بیایند و به دور از هر شایبه ای کارشان را انجام دهند و در انتها همه به انتخاب ملت احترام بگذاریم .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 21:35  توسط مهدی صنعتی   | 

چند روزی برای دیدن نمایشگاه کوچه های بی نشان که حاصل تلاش نیروهای مخلص و بی ادعای هیات فاطمیون است - که مدت هاست بخش اعظمی از فعالیت دینی شهرستان را بر دوش می کشند -  به کازرون آمده بودم که مقارن شد با آغاز فعالیت های انتخاباتی کاندیداها در کازرون . حالا بماند که هر کاندیدایی چه تعداد ستاد راه انداخته و برخی هم در صدد گرفتن نمایندگی کاندیداهای مختلف در کازرون می باشند ولی از همه ی این ها درگذر ماجرایی است که برای ستاد آقای احمدی نژاد در کازرون روی داد .

اول باید این نکته را بگویم که از آن جا که وضعیت ستاد آقای احمدی نژاد در این دوره با دوره های قبل تا الآن که تغییر چندانی نداشته و هر چه هست همان نداری دوره ی قبل است و احتمالا برای خرج های ستاد باید روی کمک ها و ایثارهای علاقه مندان به ایشان حساب کنیم ، من به شخصه دوست داشتم که ستاد در جای قبلی خود باشد یعنی همان فلکه ی سینما ، ولی خب دیگر دوستان به علت استراتژیک بودن میدان شهدا پیگیری هایی را انجام داده بودند و به نتیجه هم رسیده بودند که به یک باره سیل تماس ها آغاز شد از جاها و با گرایش های مختلف ، برخی با دیدگاه خیر به دلیل نوع آن مکان با استفاده از ان مشکل داشتند و برخی نیز با زبان تهدید حرفشان را می زدند . نیم روزی طول کشید تا بازهم به کوتاه بودن دیوار رییس جمهور محبوبمان پی ببریم . تلفن های فراوانی با مسوول آن جا شده بود و حتی گویا تهدیدهایی هم شده بود و البته برخی از مسوولین هم موش هایی دوانیده بودند تا بالاخره آن شد که کلید را تحویل دادیم و برگشتیم سرجای اولمان .

برایم جالب بود که چقدر راحت می شود تهدید کرد و سلب آسایش نمود و حرف را بر کرسی نشاند تازه گویا وقتی طرفت احمدی نژاد باشد این کار راحت تر هم می شود . به هر حال ستاد مردمی دکتر محمود احمدی نژاد همان جای سابق است : میدان سینما . جایی که نمایندگان برخی از کاندیداها برای گرفتن آن جا با رقم هایی سرسام آور اقدام کرده بودند ولی دوستان با مبلغی بسیار کمتر از آن ارقام آن جا را احیا کردند . شاید باید پیروزی دوباره ای را در آن جا جشن گرفت .

------------------------------------------------------------

پ . ن (1) : در رابطه با نمایشگاه کوچه های بی نشان حرف گفتنی فراوان دارم که یکی بر اساس سهمیه در سایت کازرون نما خواهد بود و دیگری در وبلاگم .

پ . ن (2) :  سخنان احمدی نژاد در اجتماع 20 هزار نفری دانشجویان حامی اش - که احتمالا این ها را هم با اتوبوس آورده اند و برای گرفتن پول نفت و صد البته قابلمه به دست - را حتما بخوانید . نکته های ناب فراوان دارد . این جا  و این جا  و این جا و این جا و گزارش تصویری اش هم این جا و این جا 

پ . ن (3) :  در وبلاگ دوستی  گران مایه نظری گذاشته ام از سر مزاح و البته یادآوری اقدامات دولت و بلافاصله برای ایشان با نظر خصوصی موضع خود را گفته ام ولی گویا هستند دوستانی که علاقه مندند عصبانیت من را ببینند . من که شاد می شوم از این علاقه مندی آنان با خنده های مکرر.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 7:14  توسط مهدی صنعتی   | 

پس از حضور غرور آفرینی که دکتر احمدی نژاد در اجلاس دوربان 2 داشت تلویزیون داشت از قول ایهود باراک صهیونیست هم وطن که شنیده ام مدت ها در یزد زندگی می کرده است در واکنش به این امر می گفت : " حضور احمدی نژاد در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان 2 به عنوان میهمان تاییدی است بر این که جهان به سمت جنون می رود " اما بر خلاف قسمت اول صحبتش من با بخش دومش بسیار همراه شدم و بر دلم نشست : " جهان دارد به سمت جنون می رود "

****

زنی بود حدود 45 ساله . زیر نویس تلویزیون او را مبارزی لبنانی معرفی می کرد که داشت جانکاه ترین خاطره اش را بر زبان می آورد . می گفت : " اسراییلی ها ایام درو کردن محصولات برای غارت به شهرهای فلسطینی حمله می کردند . مردم نیز برای مصون ماندن از آزار و اذیتشان قبل از هر کاری زنان و دختران جوان و کودکان را از شهر فراری می دادند تا گزندی به آنان نرسد . می گفت زنی 3 روز از وضع حملش گذشته بود و خدا پسری را به او داده بود . اسراییلی ها داشتند می آمدند و پدر شوهر او در حال راضی کردن این زن برای فرار از مهلکه و او در حال مجاب نمودن پدر شوهر که من با این وضعم که نمی توانم شما را همراهی کنم و این ها هم هر چه یاشند بالاخره برای غارت می ایند و نه برای کشتن . هر چه خواستند می برند و با من کاری ندارند . من که زنی هستن و این هم کودکی آن ها هم خودشان زن دارند و بچه . قطعا کاری با من نخواهند داشت . بالاخره پدر شوهر از سر ناچاری فرار را بر قرار ترجیح می دهد . سربازان می آیند و غارت می کنند و به مادر و کودک می رسند . کودک را که می بینند فرمانده شان او را روی دست بلند کرده و شروع به باز کردن قنداق ، راستی گویا زمستان هم بوده است و هوا سرد . مادر با لحنی سرشار از التماس از او می خواهد که با کودکش کاری نداشته باشد و اسراییلی در جواب می گوید می خواهم بدانم پسر است یا دختر . کودک را که تماما لخت می کند می فهمد که پسر است . خطاب به مادر می گوید فکر کنم نامش یا حسن است یا حسین و مادر در جواب می گوید حسن است . یه یک باره نیمی از کودکش را در دست راست اسراییلی و نیمی در دست چپش . او را از وسط دو نیم کرده بود . "

 این خاطره هم بر جانم نشست لکن نه از نوع نشستن سخن ایهود باراک . زخمی بر قلبم نهاد که فکر می کنم سخت بتوانم این خاطره را فراموش کنم .

****

باورم بر این است که همیشه از سوی مردم و نه حتی حاکمیت کشورمان حساب مومنان یهودی با صهیونیست های افراطی جدا بوده است و در کلام رییس جمهور هم همین طور ،مدعایش هم همین حضور خاخام های مخالف صهیونیست که هر ساله در همابش دفاع از فلسطین شرکتی فعال دارند لکن گویا امر از مدت ها قبل بر برخی مشتبه شده است . روزنامه نگاری در سرمقاله ای که بر جریده اش نگاشته بود در مذمت نفی هولوکاست و در ارایه راه کار در حل این بحران !!!!! از این که مساله ی فلسطین مساله ی ما نیست نگاشته بود و قوم یهود را قومی نیکو !!!!! در قرآن نام نهاده بود و از این طریق خواسته بود که ایران خود را درگیر بازی تبدیل جدال " مسیحیت – یهودیت " به " اسلام – یهود " نکند چرا که نه تنها نفعی ندارد که ضررهای فراوانی نیز بر آن مترتب است گو این که یهودیان در گسترش اسلام از صدر تا کنون نقش مهمی داشته اند و ما خبر نداشته ایم .

****

شاید ماه ها به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده بود ولی همین نویسنده ی قبلی همبشه در جریده اش چندین صفحه را به این امر اختصاص داده بود . از سیر تا پیاز ماجرا ها شرح داده می شد . این که دختر سارا پلین ازداج نکرده باردار است یا این که اوباما پلین را به سگی آرایش کرده تشبیه کرده است و یا حتی این که قیافه ها این ها چقدر با قبلشان تغییر کرده است ؛ گویا این بار " مساله ی آمریکا مساله ی ما بود " . مدتی نگذشت که شعار انتخاباتی یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مان هم - یه مشورت دیگران و البته همان جریده نویس گرامی - " تغییر " شعار کاندیدای پیروز انتخابات آمریکا و حامی امروز اسراییل و صهیونیست ها شد ، همو که اجلاس دوربان 2 را در حمایت از صهیونیست ها تحریم کرده بود .

****

حالا که کمی اندیشه می کنم فکر می کنم که شاید اثرات زندگی در ایران و هم جواری با طبع های لطیف ایرانی بر این این مردنما بوده است که این جمله را بر زبانش نهاده است که " جهان به سمت جنون می رود " . من هم برای این تعبیرات چیزی جز این عبارت نمی یابم .

واقعا این که برادران دینی ام را در سرزمینی بکشند چون همان کودک سه روزه و من به این فکر کنم که آیا مساله ی فلسطین مساله ی ما هست یا نه و یا توجه به آن نفعی برای ما دارد و یا حتی هلوکاست که بهانه ای برای این همه جنایت است مساله ی ما هست یا نه برایم دردآور است . حالم از این افکار سطحی و منفعت طلبانه به هم می خورد . شما را نمی دانم ......

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:30  توسط مهدی صنعتی   | 

 

1. نمي دانم شده است كه تا كنون آرمان هايي داشته باشيد كه در راه آنان در آن لحظات ناب انديشيدن هايتان بذل جان را در راه تحقق آن آرمان ها را معقول و بلكه حتي ناچيز بدانيد ؟ من كهبسيار شده است و تا كنون هم بر آن بوده ام كه معيار و ملاكم همين آرمان ها و ارزش ها باشد .

2. هميشه در اين انديشه بودم كه در اين چند سال كه فضاي گفتماني كشور 180 درجه تغيير نموده است و همه از عدالت دم مي زنند و از ناعدالتي فغان بر مي آورند و حتي آنان كه تا ديروز چيزهايي ديگري مي گفتند امروز با پيشوند عدالت آن را مطرح مي نمايند آيا بايد باز هم باشند افرادي كه به سبب مطالبه ي عدالت و مقابله با فساد و كلاهبرداري به دليل مثلا اقدام بر عليه امنيت و تشويش اذهان عمومي دستگير شود و مدتي هم به زندان افتد و در ادامه هر چه بانگ برآري كه بابا اين كه داره در راستاي اهداف نظام و دستورات ديني حركت مي كنه فايده اي نداشته باشه ؟ ولي اين همين امسال ديديم اين ماجرا را .

3. شايد باز هم شده باشد كه در راه انجام كاري مرارت هاي فراواني كشيده باشي و طعنه و زخم زبان هاي فراواني را به جان خود خريده باشي فقط به خاطر آن كه ايمان داشته اي كه كارت هم نيتا و هم عملا درست بوده است و در راستاي دستورات دين ولي به يك باره فردي از جنس دين با تشكرش حالي به تو بدهد كه تا عمر داري مزه اش زير زبانت كه نه تا عمق جانت نهادينه شود و انرژي ات را چند برابر كرده باشد . جدا كه تصورش هم شيرين است چه برسد به تحققش .

4. سخن از عليرضا جهان شاهي طلبه اي سيرجاني است كه در مقابل زمين خواري هاي افرادي قيام كرد و آن گاه كه ديد دادش به جايي نمي رسد اقدام نمود به پياده روي از سيرجان تا تهران و در همين استان خودمان بود – شهر آباده – كه متوقفش كردند و بازداشت . حالا آزاد شده است آن هم چه آزاد شدني : خودتان بخوانيد :

" به فرمان مقام معظم رهبری، علیرضا جهانشاهی طلبه‌ی سیرجانی که به زمین‌خواری گسترده در سیرجان معترض شده بود و پیاده از سیرجان به سمت تهران در حرکت بود، آزاد شد. ایشان خطاب به طلبه‌ی سیرجانی فرمودند: شکرا لله مساعیکم. "

خوشا به حالت اي مبارز عدالتخواهي

-----------------------------------------------------------

پ . ن (1) : روز 5 فروردين ماه ساعت 9 و نيم تا 12 و نيم همان طور كه از مدت ها قبل همه مطلع شده اند همايش " تارنماي سبز " اولين همايش سايت ها و وبلاگ هاي كازروني در سالن اجتماعات كانون رضوان برگزار مي گردد . فكر نمي كنم كه كسي براي حضور در خانه ي خودش در انتظار دعوت ديگري باشد اما با اين همه من كه مشتاق به ديدار بسياري از هم شهريان وبلاگ نويس در اين همايش هستم .  

پ. ن (2) : تا ساعاتي ديگر وارد سالي جديد مي شويم و در اين يك سال ممكن است از جانب حقير تحت وبلاگ هركدام از بزگواران سبب تالمي ايجاد شده باشد كه اميدوار به بخشش فراوان شما هستم . ممنون مي شوم كه حلال فرماييد .

پ.ن (3) : در اين روز جمعه كه مصادف شده است با تحويل سال 88 پيامكي رسيد كه بد نديدم تا عرضه كنم :

بي تو اين جا همه در حبس ابد ، تبعيدند

سال ها ، هجري شمسي

همه بي خورشيدند

سير تقويم جلالي

به جمال تو خوش است

فصل ها را همه با فاصله ات سنجيدند

تو بيايي

همه ساعت ها ، ثانيه ها

از همين روز

همين لحظه

همين دم

عيدند

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:2  توسط مهدی صنعتی   | 

 

ایام تبلیغات انتخاباتی که می شود ملاک و معیار همه چیز فرق می کند . اصولا بهتر است که بگوییم اصلا دوران ، دوران بی ملاکی و بی مرامی می شود و اغلب برای جمع آوری آرا و متوجه کردن انظار حتی از مهم ترین و شاید یکی از فصل الخطاب ترین استدلال هایشان دست شسته و روی به چیز دیگری می آورند . ایام بدی است این ایام ؛ چرا که هر کسی می خواهد کمر حریف را بر زمین بخواباند و خود دست هایش را به نشانه ی پیروزی بالا برد . کسی نامه ی سرگشاده ای می نویسد و البته دیگری پاسخی برای او می نگارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 0:40  توسط مهدی صنعتی   | 

امروز 12 بهمن است . 12 بهمن را که می گویی آواری از مفاهیم است که بر سرت خراب می شود و نمی دانی به کدام بیندیشی . به هجران ، به لحظه دیدار ، به آغاز پایان ، به رهبر ، به جان بر کفی ، به خون های به نا حق ریخته و به هزاران چیز غمناک و شادی آفرین دیگر که البته غم هایش هم در 12 بهمن فرح زاست و امید بخش و آن قدر این دو حس در حد اعلاست که به موازات ، هم تو را می گریاند و هم می خنداند . این حس کسی است که نبوده است و خدا به فریاد آنان برسد که بوده اند آن هم در متن ماجرا .  

 

12 بهمن یادآور خیابانی است که گلباران شده است از برای قدوم گرامی ای که جان ها در راهش ارزان است و دم دست . به یک باره برایش می میرند و به عشقش می جنگند . همان جوان هایی که موهایشان معمولا بلند است و احتمالا فر و شلوارهای بی تلی به پا دارند و یا زن هایی با هر تیپی که تصورش را کنی . من چه می گویم ؛ عشق که تیپ و قیافه نمی شناسد آدم عاشق با هر وضعی برای معشوقش می میرد .

12 بهمن یادآور ازدحامی است که 70 هزار نفر جوان بازو بند به دست و کمیته استقبالی در مسیر که هیچ ، فاصله کوتاه هواپیما تا سن را نمی توانند حفظ کنند رهبرشان را از فشار برخاسته از شوق دیدار .

12 بهمن یادآور آن جمله طوفانی است که امام نثار ته مانده های سلطنت طلب کرد " که من دولت تعیین می کنم . من تو دهن این دولت می زنم . من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم . " جمله ای که تا دنیا دنیاست این روز را جاودانه خواهد کرد .

12 بهمن یادآور یک رنگی ای است که هنوز به سهم خواهی آغشته نشده است تا سبب شود سلاح به روی خویش و دوست و هم وطن بکشی . سلاح به روی کسی که تا دیروز ایدئولوگت بود و امروز منحرف محدورالدم !!!! آغازی است بر عیار سنجی ایمان ها ، خلوص نیت ها و راستی آزمایی

در هر حال 12 بهمن و چند 12 بهمن ابتدایی انقلاب درس های فراوانی دارد البته اگر گوش شنوایی داشته باشیم .

-----------------------------------------------

پ.ن (۱) : نمی دانم شما هم شنیده اید که آدم را هر چه می خواهد بگیرد ولی جو نگیرد ؟ بالاخص که این جو گیری همراه با خودبزرگ بینی مفرط باشد . بعضی وقت ها آدم اگر قبل از گفتن چیزی کمی بیندیشد که فقط قشنگ نوشتن مهم نیست و باید فهمید که ورای نوشته اش  چه چیزهایی منتقل می شود بد نیست .  این هم دو مطلب در این رابطه : این جا  و این جا 

پ.ن (۲): فکر می کنم که دیگه همه از ماجرای دریاچه با اطلاع باشند . حالا دیگه یک کار مهم مانده و آن هم اجتماع روز دوشنبه است در کنار دریاچه . اطلاعات دقیقش هم در کازرون نما  و هم در کازرون نیوز  و هم در چند وبلاگ دیگر هست . امیدوارم که این مهم به سرانجام خوبی برسد .

پ.ن (۳) : مدت ها بود که کار جالب و محکم و متقنی در ارتباط با شخصیت ها به صورت پرونده ای از جانب افراد متخصص و کاربلد ندیده بودیم و فقدان این مه به شدت احساس می شد ولی چند مدتی است که دیگر تقریبا مطمئن شده ام که ابن مهم هم دارد جبران می شود . یادآور نام مجله ای است که خود کتابی گران بها و منحصر به فرد در ارتباط با این نگاه است . ۳ شماره تا آلان کار کرده اند : امام خمینی ، آیت الله کاشانی و جلال آل احمد  . خواندنش شما را پیگیر شماره های بعدی خواهد کرد بدون هیچ شک و شبهه ای .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 0:7  توسط مهدی صنعتی   | 

 

دیشب قبل از شروع سریال یوسف پیامبر داشتم به سمت خانه می رفتم که خلوت بودن عجیب خیابان ها توجه من را به خودش جلب کرد . از انصاف نگذریم در کنار انتقادات محتوایی ای که بر این سریال وارد است از لحاظ کاری سریال خوبی از آب در اومده است و توانسته مخاطب عام را به خودش جذب کند و البته هر چه پیش تر می رود سریال نیز بهتر دیده می شود .

ولی یکی از ایرادهای بنی اسراییلی ای که از این سریال می گیرند در رابطه با موضوعات این چند قسمت اخیر است که به نوع صحبت کردن یوزارسیف با مردم و سفرهای استانی و بعضا نگرانی هایی که از بابت خطرهایی که در این سفرها او را تهدید می کند بر می گردد و منتقدین معتقدند که جناب سلحشور رپرتاژ تبلیغاتی دقیقی را برای آقای احمدی نژاد به راه انداخته است . البته جناب سلحشور جواب هایی به این مسایل دارند – این جا  - که از آن ها می توان به اتمام نگارش فیلمنامه در سال 81 و اتمام نقد و تصویب نهایی آن در سال 82 اشاره کرد  که در آن زمان احمدی نژاد حتی شهردار تهران هم نشده بود .

با این حال انصاف حکم می کند که ما حداقل این عینک بدبینی و سیاسی بینی افراد را از چشم هایمان برداریم و سعی کنیم این مغزمان کمی هم غیر از سیاه و سفید رنگ دیگری را نیز تشخیص دهد . احتمالا با این اوصاف اگر سریالی در رابطه با زندگانی خاتم پیامبران (ص) ساخته شده یود و در آن تصاویری در ارتباط با نامه نگاری های ایشان با سران کفر گنجانده شده بود این را هم به حساب رپرتاز تبلیغاتی می گذاشتند .

در هر صورت من امیدوارم که همه ما در همه حال و در همه کار خدا را در نظر داشته باشیم و آخرت خودمان را به دنیای دیگران و یا دنیای خودمان نفروشیم .

------------------------------------------------------------------

پ.ن : در رابطه با جناب آقای میر حسین موسوی و کاندیداتوری ایشان در انتخابات پیش رو دو یادداشت از دو خبرنگار با دو دیدگاه سیاسی دیدم که گفتم شاید دیدنشان خالی از لطف نباشد . پس این جا  و این جا  را مشاهده کنید لطفا .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 0:36  توسط مهدی صنعتی   | 

نمی دانم تا چه اندازه با این حرف موافق هستید که فضاها و مباحثات سیاسی تا آن جا می تواند امیدبخش و مثمر ثمر باشد که هر دو طرف نخواهند گذشته ها و دستاوردهای خود و البته مبانی و مانیفست و استراتژی های خود را فراموش و یا انکار کنند و اگر در روال دوران و گذر زمان به نتیجه ای رسیده اند در تضاد کامل با آن چه قبلا می پنداشته اند و یا فریاد می زده اند و آن را در فرآیند رشد و تعالی اندیشه های نوگرایانه خود می دیده اند امروز با شجاعت تمام و تمام قد اشتباهات خود را نیز یادآوری و سپس به بیان دیدگاه جدید خود دست یازند .

از دیگر سو اذهان برای همراهی با دیدگاه ها نیز نیاز به برخوردهای مساوی با انحرافات و یا شتباهات دارند و اگر در موردی خون راه بیفتد و در مورد دیگری هیچ اتفاقی نیفتد بی درنگ ذهن برچسب رفتار دوگانه و نفاق را خواهد چسباند و این نتیجه را حاصل خواهد کرد که جز منفعت طلبی و قدرت طلبی چیز دیگری نصیب آنان نخواهد شد .

اما بحث زمانی بالاتر می گیرد که مشاهده کنی کسی که تا سال ها و همین اواخر هنوز تولیدات فکری و یا حتی اصطلاحی او ورد زبان و از ارکان تحلیل های عوام و خواص دسته جات مختلف و هم فکر او هستند ، به نهایت درجه رشد و تعالی خود رسیده و آنان را فریاد زده و دوستان را در این مخمصه قرار داده که چه کنیم . اگر او را و افکاراو را انکار کنیم که کاخ های مان را که بر اندیشه های او و امثل او بنیان نهاده ایم خواهد ریخت و اگر تکذیب نکنیم که مردم را چه می شود با این همه تناقض .

سخن از دو تولید خبری " خبرگزاری فارس " است در این مدت یک هفته ای که گذشت . اولی مصاحبه ای است که با سردار "محمد درودیان" انجام داده و سردار به صراحت بیان کرده اند که " آقای ابراهیم یزدی از بیست روز قبل از اشغال سفارت از این واقعه خبر داشته است آن هم از سوی سفیر آمریکا در ایران " و دومی مقاله ی " اکبر گنجی " در رادیو زمانه است که به صراحت وجود نازنین امام زمان (عج) را انکار کرده اند .

نمی دانم این روزها تهمت حجتیه ای و دلسوزی برای امام زمان در سطح کشور و بالاخص در میان وبلاگ نویسان هم شهری بسیار رواج دارد و به قول معروف اپیدمی است ولی با گذشت چند روز از انتشار مقاله اکبر گنجی دوستان واکنشی در دفاع از ساحت مقدس آن حضرت نداشته اند .

راستی اکبر گنجی را که می شناسید ، همانی است که اسوه مبارزه بدون سازش است . همانی است که توبه نامه ننوشت تا چون کرباسچی و نوری منزوی نشود . همانی است که روزی که آزاد شد با آن ریش بلند و هیکل لاغرش تیتر اول روزنامه های اصلاح طلب بود . همانی است که می خوست امام را به موزه ها بفرستد و البته دوستان هم با او همراهی کردند ولی چون یاری مردم را ندیدند مدتی است دارند امام مورد نظر خودشان را از موزه اذهانشان بیرون می کشند . همانی است که در مقالاتش به ساحت امام حسین (ع) اهانت کرده بود و حداقل ما به یاد نداریم که دوستان دین دار امروز و این چند روزمان با او مخالفتی کرده باشند که افکار او را عین روشنفکری دینی و چون واقعیت می دیدند .

جالب است . خیلی هم جالب است . گنجی مثل تف سربالا برای برخی از دوستان ما می باشد که اگر آن را تف کنند به خودشان بر می گردد .

خیلی دلم می خواهد که باور کنم این دفاع ها از امام و ساحت مقدس امام زمان را ولی چه کنم که با این محکوم نکردن ها دلم راضی نمی شود .

---------------------------------------------------

۱. مدت هاست که رویه وبلاگ بر خلاف میل باطنی و به دلیل مشغله ی کاری تغییرکرده است . از این پس سعی می کنم هم بیشتر و هم تولیدی تر باشم .

۲. اگر کمی پایین تر بیایید یک عملکرد متناقض دیگر را هم خواهید دید. توهین عباس عبدی به مراجع تقلید را می گویم .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 18:49  توسط مهدی صنعتی   | 

برای مقایسه بهتر عملکرد کارنامه‏های دولت‏های آقایان هاشمی (سازندگی)، خاتمی (اصلاحات) و احمدی‏نژاد (مهرورزی)، "الف"، نماگرهای مختلف این دوره‏ها را به صورت ساده و قابل فهم بررسی می‏کند.

پس از نگاهی به نوسانات نرخ رشد، نوسانات رشد سرمایه گذاری، سرانه تولید ناخالص داخلی و رشد هزینه‏های مصرفی، در این بخش به نوسانات شاخص‏های نسبت سرمايه‌گذاري به توليد ناخالص داخلي، اندازه‌ دولت و نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلي می‏پردازیم.
 
براي اندازه‌گيري نسبت‌ها بهتر است صورت و مخرج هر دو به قيمت جاري باشند كه اين‌گونه عمل شده است.

براي اندازه‌گيري اندازه دولت از بين شاخص‌هاي مربوطه، نسبت منابع عمومي دولت به توليد ناخالص داخلي انتخاب شده است و در منابع عمومي دولت ارقام عملكرد لحاظ شده است. منابع عمومي دولت حاصل تفريق بودجه عمومي دولت از درآمدهاي اختصاصي است. به‌منظور امكان مقايسه، رقم شفاف‌سازي حامل‌هاي انرژي از ارقام مربوط به منابع عمومي دولت در سال‌هاي 1382 به بعد كسر شده است.

به‌منظور امكان مقايسه در شاخص نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلي، رقم ماليات عملكرد نفت از رقم ماليات‌ها در سال‌هاي 1383 به بعد كسر شده است. در تمامي مواردي كه نسبت دو متغير به هم محاسبه شده است،‌ مطابق روش متداول در دنيا، صورت و مخرج به قيمت‌هاي جاري در نظر گرفته شده‌اند.
 
اندازه دولت (درصد)
Image
نسبت سرمايه‌گذاري به توليد ناخالص داخلي (درصد)
Image
نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلي (درصد)
Image 
 
برای دریافت فایل csv داده‏های مورد استفاده کلیک کنید.
 
یادآور می‏شود، هرکدام از شاخص‏هایی که در این بخش مورد بررسی قرار می‏گیرند، به تنهایی یک معنا و با درنظر گرفتن شاخص‏های دیگر، ممکن است معنای متفاوت داشته باشند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 6:12  توسط مهدی صنعتی   | 

  
مقایسه آمار صادرات و واردات در 5 ماهه اول دو سال 86 و 87، نکات قابل ملاحظه‏ای را در مورد وضعیت اقتصاد و تجارت کشور به دست می‏دهد.

به گزارش "الف" از آمار گمرک ایران، مقایسه آمار صادرات و واردات در 5 ماهه اول 1386 و 1387 نشان می‏دهد، رشد صادرات غیرنفتی بیش از نرخ رشد واردات است که این به معنی کاهش شکاف بین واردات و صادرات بوده و مثبت تلقی می‏‏شود، گرچه بیشتر این رشد ناشی از افزایش صادرات پتروشیمی و میعانات گازی است که به ویژه میعانات گازی به راحتی نمی‏تواند غیرنفتی تلقی شود.
 
Image 
 
این آمار همچنین نشان می‏دهد که نرخ رشد قیمت یک واحد واردات بیش از نرخ رشد ارزش یک واحد صادرات بوده است. این به آن معناست که به دلیل تغییر قیمت‏های جهانی یا تغییر ترکیب کالاهای صادراتی و وارداتی یا تحریم یا هر سه دلیل، اولا روند تجارت خارجی به ضرر ایران است و ثانیا تورم وارداتی بیش از تورم داخلی است و آن را افزایش می‏دهد.
 
Image 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 8:0  توسط مهدی صنعتی   | 

برای مقایسه بهتر عملکرد کارنامه‏های دولت‏های آقایان هاشمی (سازندگی)، خاتمی (اصلاحات) و احمدی‏نژاد (مهرورزی)، "الف"، نماگرهای مختلف این دوره‏ها را به صورت ساده و قابل فهم بررسی می‏کند.

پس از نگاهی به نوسانات نرخ رشد، نوسانات رشد سرمایه گذاری، سرانه تولید ناخالص داخلی و رشد هزینه‏های مصرفی در این دوره‏ها نشان داده شده است.
 
Image

Image

Image
 
تمام نرخ‏ها به قيمت ثابت سال 1376 محاسبه شده است. ماخذ داده‏ها، آمارهای رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است. برای دریافت فایل csv داده‏های مورد استفاده کلیک کنید.

یادآور می‏شود، هرکدام از شاخص‏هایی که در این بخش مورد بررسی قرار می‏گیرند، به تنهایی یک معنا و با درنظر گرفتن شاخص‏های دیگر، ممکن است معنای متفاوت داشته باشند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 7:54  توسط مهدی صنعتی   | 

 
برای مقایسه بهتر عملکرد کارنامه‏های دولت‏های آقایان هاشمی (سازندگی)، خاتمی (اصلاحات) و احمدی‏نژاد (مهرورزی)، "الف"، نماگرهای مختلف این دوره‏ها را به صورت ساده و قابل فهم بررسی می‏کند. در اولین بخش، نوسانات نرخ رشد اقتصاد در این دوره‏ها نشان داده شده است.
 
Image
 
تمام نرخ‏ها به قيمت پايه و به قيمت ثابت سال 1376 محاسبه شده است. ماخذ داده‏ها، آمارهای رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است.
 
 Image
 
داده‏های نرخ رشد نشان می‏دهد، متوسط نرخ رشد در دوران آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی‏نژاد به ترتیب، 4، 4 و 6.2 درصد بوده است. متوسط رشد براساس ميانگين هندسی محاسبه شده است.
 
 
توضیح پس از انتشار خبر - یادآور می‏شود، هرکدام از شاخص‏هایی که در این بخش مورد بررسی قرار می‏گیرند، به تنهایی یک معنا و با درنظر گرفتن شاخص‏های دیگر، ممکن است معنای متفاوت داشته باشند. در ضمن افزایش رشد ممکن است به دلیل افزایش درآمدهای نفتی یا افزایش کارایی یا هر دو مورد اتفاق افتاده‏ باشد، اما در هرحال، افزایش رشد ، صورت گرفته است که به صورت مستقل مثبت تلقی می‏شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 7:31  توسط مهدی صنعتی   | 

خواستم به مناسبت هفته ی دولت مطلبی را در باره ی نقاط قوت و ضعف آن از دیدگاه خودم بنویسم که دیدار هیات دولت با رهبری پیش آمد و ایشان چون همیشه با نگاه تیزبین و موشکافانه ی خود جان کلام را بیان نمودند . در برخی از این قسمت ها رهبری غیر مستقین خطاب هایی هم دارند که علاوه بر دوستان سیاسی کشوری برخی از همین هم شهریان بزرگوار خودمان را هم با نگاهی به مطالب شان می توان هدف تذکرات رهبری دانست. البته حالا بماند به مباحث نظری که آنان در ارتباط با سخنان رهبری و جایگاه ایشان در فلسفه ی سیاسی دارند که برای ما هیچ ارزشی ندارد چرا که ترجمه ای بیش از سخنان کسان دیگر نیست .

سخن درازنکنم که از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است . این شما و این هم بیانات رهبری که از خبرگزاری فارس تلخیص شده است .

-----------------------------------------------------

الف ) ویژگی های دولت نهم

1. انكار امتيازات و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعفها و بدگويي مستمر، تخريب است نه انتقاد.

2. "پركاري و نشاط خدمت به مردم"، "برجسته كردن شعارها و گفتمان امام و انقلاب" و "انس با مردم و روحيه مردمي" را سه خصوصيت بسيار با ارزش دولت نهم

3. دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت است و همه برنامه‌ريزي‌ها و تلاش‌ا بايد با اين جهت‌گيري انجام شود.

4. قدرداني از دولت به علت برخورداري از خصوصيات ممتازي است كه در منطق اسلامي، معيار واقعي تشخّص و شرافت محسوب مي شود.

5. كابينه آقاي احمدي نژاد دولت كار و اقدام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:27  توسط مهدی صنعتی   | 

 

این مطلب را سال قبل در همین روز نوشتم . ازز این لحاظ که بد نیست برخی چیزها را به برخی یادآوری کرد بد ندیدم که دو باره آن را بریتان بگذارم . این شما و این هم مطلب ما :

-----------------------

امروز 27 خرداد است . روزی که از دو سال قبل معنی و مفهومی دیگر یافته و به یکی از اولین های تاریخ کشورمان بدل گردیده است ، اولین انتخابات ریاست جمهوری ای که به مرحله ی دوم کشیده شد  . شاید دیگر این اتفاق روی ندهد ولی در هر صورت اگر هم تکرار شود این گونه نخواهد بود . این روز در تاریخ ماندگار و معاصر ایران برای بسیاری از نیروهای فعال عرصه ی سیاسی کشور پیام هایی فراموش نشدنی داشت و البته در این میان صحنه هایی که خنده را بر لبان هر فردی می نشاند و ساعات خوشی را برای مطلعین از فضای مباحث روشنفکری به ارمغان می آورد. روزهای منتهی به 27 خرداد روزهایی بود پر از تحقق محالات . گو این که اگر تا دیروز جمع نقیضین محال بود در این روزها این هم شدنی شده بود و ایدئولوگ های جریان اصلاح طلبی فلسفه و منطق جدیدی را در این میان پایه ریزی می نمودند ، منطقی که پایه اش عدم تضاد و دشمنی متناقض ها و زیر پا کشی به همه ی دست آوردهای آن بزرگ مردان ساحت علم بود . به واقع این که چگونه می شود که منادیانی که فریاد های گوش فلک کر کنشان پیرامون خلاف قانون بودن حکم حکومتی در این ایام قبل از تبلیغات  همه جا را پر کرده بود پس از رد صلاحیت کاندیدایشان به یک باره با همان حکم حکومتی به انتخابات بازگشتند و این سوال را در ذهن طرفداران خود باقی گذاشتند که این تناقض را چه شد و این همه قیل و قال به کجا رفت ؟ گو این که ریاست جمهوری و دست یابی به آن بسیار مهم تر از مانیفست سیاسی شان بود . آنان که رسالت خود را توجه به قشر روشنفکر جامعه می دانستند هیچ نگفتند که چرا در این ایام تذکر شیرین و شیوای جانباز و تئوریسین اصلاحاتشان – برای اطلاع از صحت این عنوان به کتاب بازی ترور مراجعه نمایید -  را نشنیده گرفتند که « مشکل اصلاح طلبان ، پایگاه اجتماعی شان است نه شورای نگهبان » و چون همیشه ادعادار و متوهم از حمایت همه جانبه ی مردم از آنان سرمست از انتخاب شدن پا به عرصه ی انتخابات نهادند . 27 خرداد از این لحاظ نقطه ی عطفی در تاریخ احزاب سیاسی است که وزن هر گروه و حزبی در آوردگاه رای مردم سنجیده شد و این گونه بود که بسیاری را از خواب خرگوشی بیدار کرد و سرمقاله نویسان روزنامه ای چون شرق را بر آن داشت تا این گونه بنگارند : « پس از شوراها و مجلس ، اکنون ما تا پایان رسمی عصر اصلاحات سیاسی یک هفته که یک قدم فاصله داریم . این تن رنجور که در پی نوشدارویی در 27 خرداد بود از بس به قرص و دواهای گوناگون بسته شده است ، در معرض مرگ است .... » و این گونه بود که حجه الاسلام هاشمی را در حالی که هنوز ذهن مردم با تصاویر ارایه شده از سوی همین سیاسیون در انتخابات مجلس ششم دست به گریبان بود، به یک باره او را فردی دوم خردادی بالذات دیده و در حالی که عجیب ترین و خارق العاده ترین واقعه دنیای سیاست را در حال پرده برداری بودند در پی مصادره رای او در دوره ی اول انتخابات برای اردوگاه خود بودند غافل از این که او دوستدارانی دارد که هیچ علاقه ای به پایگاه سیاسی اینان ندارند و به این ماجرا اضافه کنید دست و پا زدن امروز کاندیدای پیشرو ، مصطفی معین در مصاحبه ی با شرق که  ناتوان از جواب دادن به چگونگی این استدلال در پی راه فراری برای خود می گشت تا از سوالات صریح خبرنگاران خلاص شود .

آری ، 27 خرداد مفتخر به دریافت یک مدال اولین دیگر هم هست که از این بابت باید آن را به همه ی سیاسیون تبریک گفت چرا که روزی است مبارک از برای اولین ره آورد واقعی وزن کشی آنان . مبارک است دوستان ، مبارک است .

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 17:25  توسط مهدی صنعتی   | 

 

« شورای نگهبان با طرح " تعیین وضعیت ، ادغام و اصلاح شوراهای عالی " مصوب مجلس شورای اسلامی مخالفت و آن را مغایر قانون اساسی دانسته و از شوون هیات دولت تشخیص داد .»  آن گاه که دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری در صدر نامه ی خود به دکتر پرویز داوودی به منظور تعیین تکلیف شوراهای عالی با اشاره به این مخالفت به تعیین تکلیف آن شوراها می پرداخت آگاهان بار دیگر بر درستی نامه ی چندی پیش  نگاشته شده از سوی او به حداد عادل و  بر این که  مجلس هفتم در مواردی پا را از اختیارات خود فراتر گذاشته و در امور مربوط به قوه ی مجریه دخالت می نماید و با قانون نمودن دخالات خود سودای همزمان قانون گذاری و اجرای در برنامه های کشور را دارد ، صحه گذاشتند .

او که چندی پیش و در پی تصویب طرحی از سوی نمایندگان با استفاده از اختیار قانونی و ذاتی خویش در دادن " اخطار قانون اساسی " که تحت لوای دیگر وظیفه اش  که " نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی " است تعریف می شد در نامه ای خطاب به حداد عادل با اشاره به برخی از مصوبات مجلس در اموری که او آن ها را از شوونات دولت می دانست در پی انجام وظیفه ی خود برآمده بود  شاید هیچ گاه فکر نمی کرد که با چنین عکس العملی از سوی حداد عادل روبرو شود و اخطار قانون اساسی از جانب خود را در محاق دیده و اطلاق عنوان دخالت در استقلال قوا را بر تارک آن ببیند و در این میان این مجلس بود که با آن که دارای  یدی طولا در ارایه ی تذکرات فراوان بود  و سوالات بی شمار  ، تحقیق و تفحص های مکرر و عدم رای به وزرای پیشنهادی رییس جمهور منتخب ملت را از افتخارات خود می دانست  تاب تحمل تذکر قانون اساسی رییس جمهور را نداشته و گلایه به محضر رهبر فرزانه ی انقلاب  برد و ناظران دلسوز را در این فکر فرو  برد که " یاران را چه شد ؟ "

اما حال از پس فروکش گرد و غبار بلندی که در ورای آن دو نامه ی رد و بدل شده از سوی پایگاه های مطبوعاتی جناح مقابل ایجاد شده بود و به این حکم شورای نگهبان ختم گردید ، بهتر می توان به رصد اوضاع و احوال این ماجرا پرداخت و البته خالی از لطف نمی باشد که ببینیم  به راستی احمدی نژاد چه نگاشته بود که برای حداد عادل " مایه ی تعجب " بود و این چنین استمدادی را از رهبر انقلاب لازم آمد تا به گفته ی حداد عادل در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا برای ثبت در تاریخ این نامه را نگاشتید بگوید " یکی از فوایدش همین است  " (1)

احمدی نزاد در نامه ی خود به حداد عادل با اشاره به اصول 113 ،  60   که به ترتیب ناظر به " عهده دار بودن مسوولیت اجرای قانون اساسی از سوی رییس جمهور " ، " اعمال قوه ی مجریه  به استثنای اموری که مستقیما بر عهده ی رهبری است بوسیله ی رییس جمهور و وزرا "  می باشد  ، بیان می دارد که " لازمه ی تحقق این اصل آن است که هیچ امری از امور اجرایی کشور ، خارج از مدیریت رییس جمهور یا یکی از وزرا وجود خارجی نداشته باشد . " (2) وی در ادامه با اشاره به اصل 134 و 137 قانون اساسی که به ترتیب بیان کننده ی " ریاست هیات وزیران بر عهده ی رییس جمهور بوده که ضمن نظارت بر کار وزیران ، موظف به هماهنگ ساختن تصمیمات وزیران و هیات دولت است و با همکاری وزیران ، برنامه و خط مشی دولت را تعیین و قوانین را اجرا می کند " و  " هر یک از وزیران مسوول وظایف خاص خویش در برابر رییس جمهور و مجلس هستند  و در اموری که به تصویب هیات وزیران می رسد ، مسوول اعمال دیگران نیز هست " خطاب به حداد عادل می گوید : " مکرر اتفاق افتاده است که مجلس محترم شورای اسلامی با تصویب قانون ، تصمیم گیری های اجرایی را بر عهده ی شوراهای خاصی قرار داده که خارج از مدیریت وزیر ، هیات وزیران یا رییس جمهور است ، مغایرت این امور با اصل 60 قانون اساسی واضح است . " (3) وی در ادامه به نکته ای مهم و حیاتی اشاره نموده و می گوید : " تایید این تصمیمات – تصمیمات شوراهای مذکور – به وسیله ی رییس جمهور ، رافع اشکال نخواهد بود زیرا اگر رییس جمهور ملزم به امضا و تایید مصوبات شوراها باشد ، در این صورت گروهی تصمیم می گیرند که خارج از اصل 60 قرار دارند و از جهت پاسخگویی مشمول اصل 137 نیز قرار نمی گیرند و رییس جمهور و هیات وزیران که پاسخگوی مجلس هستند تصمیم گیرنده نخواهند بود ، لکن باید پاسخگو باشند . چنانچه این شوراها طریقت داشته و مشورتی باشند اولا موجب تحمیل هزینه بر کشور و طولانی شدن زمان تصمیم گیری ها شده و ثانیا همچنان با اصل 60 و 134 نیز مغایر است زیرا اطلاقات این اصول را در مورد رییس جمهور و وزرا ، مقید نموده است . در این اصول رییس جمهور و وزیران ، بدون قید مشارکت دیگران تصمیم گیرنده هستند ولی این شوراها آنان را با قید همراهی مشورتی نهادهای خاص ، موظف به اعمال قوه ی مجریه کرده است . " (4)  وی در ادامه با اشاره  به مصوبه ی محل مناقشه ی دولت با مجلس با عنوان " تعیین وضعیت ، ادغام و اصلاح شوراهای عالی " این مصوبه را سبب تحمیل این شوراها بر قوه ی مجریه و موجب بسط قوه ی مجریه از رییس جمهور و دولت به این شوراها دانسته خطاب به حداد عادل می گوید : " آیا جنابعالی به عنوان رییس محترم مجلس این مصوبات را با اصل 122 در مورد پاسخگویی رییس جمهور و اصل 137 در خصوص مسوولیت وزرا در برابر مجلس قابل جمع می دانید ؟ " (5) وی در ادامه با اشاره به ماده ی یک از برنامه ی سوم و ماده ی 154 از برنامه ی چهارم که با ایجاد نهاد خارج از چارچوب اصل 60 و 134 اختیارات ذاتی رییس جمهور و هیات وزیران را به شورای خاصی محول کرده است می گوید : " متاسفانه مجلس محترم به جای اصلاح این امر ، ابتدا با تفسیر و سپس با وضع قانون خاص ، همین اختیارات ذاتی را نیز از دولت سلب کرد . " (6) وی در ادامه با ارایه ی توضیحاتی با اشاره به اصل 71 قاون اساسی که مجلس را مجاز در قانون گذاری در عموم مسایل می داند می گوید : " در این اختیار تردیدی نمی باشد لکن در همین اصل تصریح شده است در حدود مقرر در قانون اساسی و منظور از این حدود ، مقید بودن محتوای قوانین در محدوده ی شرع و قانون اساسی نیست چرا که این موارد در اصول 4 و 72 تصریح شده است و نیاز به تکرار آن نبوده است بلکه مقصود دامنه و حوزه ی قانون گذاری یا گستره ی موضوعات آن است . لذا آن جا که قانون اساسی ، اموری را مستقیما بر عهده ی رییس جمهور یا وزیر و یا هیات وزیران قرار داده است در این امور نمی توان با قانون گذاری ، شیوه های تصمیم گیری را محدود و مقید کرد . اگر این امر را نپذیریم تعارض بین دو قوه مجریه و مقننه ایجاد می شود و چه بسا مجلس محترم تصمیمات دولت را با وضه قانون " وتو " کند که این امر با اصل 57 قانون اسای که قوای سه گانه را مستقل از هم تعریف کرده در تعارض است . بالاخره این سوال مطرح است که وظیفه ی شورا چیست ؟ اگر قانونگذاری است که مجلس محترم نمی تواند اختیار قانونگذاری را به دیگران بسپارد و اگر اجرایی است پس هیات وزیران و رییس جمهور چه مسوولیتی دارند . " (7)  رییس جمهور در اامه با اشاره به نمونه های دیگر از این دست اقدامات مجلس می گوید : " نمونه ی دیگر " طرح تغییر ساعت رسمی کشور " است که بعد از 15 سال تصمیم گیری از سوی دولت -  و محرز شدن این امر به عنوان یکی از شوون دولت - ، زمانی که دولت نهم با استفاده از حق قانونی خود و با تشخیص کارشناسانه و علمی ، این مصوبه ی دولت های قبل را لغو کرد ، مجلس محترم با قانون گذاری هم عرض قوه ی مجریه ، تصمیم دولت را وتو نمود . " (8) که البته رییس جمهور با اشاره به ایرادی دیگر بر برخی از مصوبات مجلس هفتم و با اشاره به تناقض این مصوبات با اصل 75 قانون اساسی که بیان می کند طرح های قانونی و پیشنهاد ها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان می کنند در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد و یا تامین هزینه ی جدید معلوم باشد ، می گوید : " موارد متعددی در این خصوص به تصویب رسیده که یا به دلیل ظاهر قانون کشف این هزینه ها برای شورای نگهبان دشوار بوده یا به دلیل فوریت طرح ها و محدودیت زمانی برای اظهار نظر از سوی این شورا بدون پاسخ مانده و اعتبار قانون پیدا کرده است ، اگر چه شورای محترم نگهبان در مراقبت از این اصل دقت مستمر به کار می برد ، لکن اصل 75 بیش از آن که مسوولیت را متوجه ی آن شورا کند معطوف به مجلس محترم نموده و تصریح کرده است : " در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تامین هزینه ی جدید نیز معلوم شده باشد " . جنابعالی به خوبی می دانید که موارد مختلف ظهور این هزینه ها و بار مالی بارز نیست و نیاز به کنکاش کارشناسانه دارد و بدیهی است که چنین فرصت هایی در شورای نگهبان همیشه قابل تحقق نیست . نمونه ی آن " طرح تغییر ساعت رسمی کشور " است که محاسبه ی دقیق کارشناسی نشان می دهد که تغییر ساعت رسمی هم از جهت افزایش بار مصرف و هم هزینه های جانبی آن بار مالی دارد که در مصوبه ی مجلس محترم منبع تامین این هزینه ها مشخص نشده است "(9) !!!!!!!!!!!!!!  

احمدی نژاد در ادامه ی اخطارهای قانون اساسی خود با اشاره به اصل 52 قانون اساسی که تهیه ی بودجه را بر عهده ی دولت قرار داده و مجلس محترم را مسوول رسیدگی و تصویب شناخته است می گوید : " متاسفانه مجلس محترم معمولا بدون هماهنگی مبادرت به تغییر ارقام درآمدی و هزینه ای کرده که موجب پیش بینی درآمدهای غیرواقعی یا هزینه های فاقد توجیه شده است که آثار آن در امور مالی و اقتصادی و نیز اجتماعی مدیریت کشور قابل ارزیابی نیست . این نوع تغییرات چنان که از عنوان آن پیداست نه رسیدگی است و نه تصویب بلکه تغییر است . از آن جا که قانون گذار در این اصل از اصطلاحات رایج قانون گذاری مانند بررسی ، وضع و جعل قانون خودداری کرده و تعبیر رسیدگی و تصویب که ناظر به امور مالی است را مورد تاکید قرار داده است ، باید شیوه ی رسیدگی و تصویب بودجه با اصل 52 منطبق شود . " (10) و این در حالی است که در همین اوقات مجلس به متمم بودجه ی سال 1386 با استدلال به تورم زا بودن آن رای نداده و چندی بعد در راستای بررسی لایحه ی بودجه ، این ارقام هزینه ای پیشنهادی دولت است که در کمیسیون تلفیق میلیاردها ریال  افزایش می یابد و کسی از مدافعان ثابت نگه داشتن درصد تورم نمی باشد که در این میان فریادی برآورد .

رییس جمهور در آخرین بند نامه ی بلندش به حداد عادل این گونه متذکر می شود که : " برداشت از حساب ذخیره ی ارزی ، افزایش سقف بودجه سالانه و در حقیقت متمم بودجه محسوب می شود . مطابق اصل 52 و تفاسیر شورای نگهبان ، بودجه و متمم و اصلاحیه ی آن قواعد یکپارچه ای دارند و باید به صورت لایحه پیشنهاد شوند . متاسفانه طرح های متعددی به این شکل به تصویب مجلس محترم رسیده است ..... آثار مالی و اقتصادی این طرح ها ، بر مجلس محترم پوشیده نیست . با تصویب این طرح ها دولت در برابر آثار ناخواسته ی آن مسوول شناخته می شود و در حالی که خود موجد او نبوده است باید پاسخگوی آن باشد . " (11) وی در انتها این گونه می نگارد : " با سوگندی که در پاسداری از  قانون اساسی ادا کرده ایم ، نباید اجازه بدهیم از گذرگاه های شکلی قانون اساسی متزلزل شود . اصل 126 قاون اساسی رییس جمهور را مسوول مستقیم امور برنامه و امور اداری و استخدامی کشور شناخته است . الزام دولت به تعیین ردیف های خاص بودجه ای برای برخی مراکز و نهادها ، طرح راجع به شروع به کار اداری بانک ها ، طرح راجع به تغییر ساعت رسمس کشور ، اعمال محدودیت در اجرای اصل 126 قانون اساسی است . طرح " تعیین وضعیت ، ادغام و اصلاح شوراهای عالی " نمونه ی دیگر بر نقض اصل 126 است ، که علاوه بر آن که با اصول 60 و 134 مغایر است ، نمی تواند و نباید از اعمال مدیریت رییس جمهور و یا هریک از وزیران خارج باشد . استقلال بانک مرکزی از دیریت رییس جمهور یا هر یک از وزیران و دخالت دادن مجلس محترم شورای اسلامی در نصب رییس آن علاوه بر مغایرت با اصل 60 ، با اصول 87 ، 88 ، 133 ، 136 و 137 نیز مغایر است . " (12)

اما براستی حداد عادل از کدام قسمت نامه این گونه متعجب شده و چاره ی کار را در استمداد از مقام معظم رهبری دانسته است ؟  وی در این باره می گوید : " این نامه برای من تعجب آور بود برای این که ممکن است یک وقت دولت در اجرای یک قانونی مشکلی داشه باشد ، اما این که رییس دولت صریحا به مجلس نامه ای بنویسد و مصوبه ی مجلس محترم را به جای شورای نگهبان مغایر قانون اساسی اعلام کند ، حرف تازه ای است و سابقه نداشته است . " لکن آن چه در این میان حتی روزنامه ای چون " کارگزاران " را که در انتقاد از دولت راه انصاف را رها نموده و سیاه نمایی صرف می کند عدم قرائت نامه ای چنین مفصل از سوی احمدی نژاد به حداد عادل است . آن جا که در مقدمه ی چاپ متن کامل نامه ی وی می نویسد " گرچه حداد عادل بخش کوتاهی از نامه ی احمدی نژاد را در صحن علنی قرائت نمود اما در ساعات پایانی شب گذشته خبرگزاری ایرنا متن کامل نامه ی احمدی نژاد به رییس مجلس را منتشر کرد " (13) لکن آن چه در این میان جالب توجه بود این که دیری نپایید که شورای نگهبان نیز نظر خود را در ادامه ی نظر سال قبلش در راستای عدم تایید طرح تغییر ساعت رسمی کشور ، این بار هم طرح جدید مجلس را -  - طرح " تعیین وضعیت ، ادغام و اصلاح شوراهای عالی " - همان دیدگاه قبلی رد نمود و بدین سان این بار هم مهر تاییدی زد بر دیدگاه ها و تذکرات احمدی نژاد  به مجلس شورای اسلامی .

بی شک در این میان نامه های رد و بدل شده در تاریخ روابط دو قوه ی مقننه و اجرایی کشور ثبت خواهد شد ولی این که کدام نامه سبب تعجب خوانندگان خواهد شد را می توان از همین الان حدس زد .

 

پا نوشت :

1- هفته نامه ی شهروند امروز ، سال دوم ،  ش 67 ، ص 9

2 الی 13 – کارگزاران ، 2 بهمن 1386 ، سال دوم ، ش 414 ، ص 3

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 20:29  توسط مهدی صنعتی   | 

امروز از اخبار مطالبی را شنیدم که با این که نمی خواستم اصلا وارد این مباحث شوم ولی مجبور شدم که حداقل عکس العملی را که می توانم انجام دهم را از خود بروز دهم . این هم برای مشاهده ی شما عزیزان . حالا پیدا کنید " جباریت علم اقتصاد در کدام سال و در زمان چه کسی خودش را به بهترین نحو نشان داده است . نمی دانم  شاید برخی فکر می کنند که در میان دسته ی ...... زندگی می کنند !!!! نمی دانم چه بگویم .

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 0:33  توسط مهدی صنعتی   | 

 

وقتی دو روز پیش خبر تبرئه شدن آقای موسویان عضو گروه مذاکره کننده ی هسته ای سابق – که به نظر  آقای لاریجانی که یدی طولا در بیان مفاهیم بلند و وسیع در جملاتی راحت الحلقوم و یا همان هلوی خودمان دارند در غلطان داده بودند و آبنبات گرفته بودند -  را شنیدم به یاد تیتر روزنامه ی بهار در فردای اعلام رای تبرئه ی سردار فرهاد نظری در ورای ماجراهای 18 تیر در کوی دانشگاه تهران افتادم که تا آن جا که می توانست درشت نوشته بود " تبرئه  " و یک علامت تعجب هم جلوی تیتر خود قرار داده بود . البته شاید که نه ، قطعا این مقایسه درست نخواهد بود چرا که او به استناد اسناد و مدارک زیادی که خود ارایه داد تبرئه شد و کار را تا آن جا ادامه داد که تمامی کسانی که به او تهمت زده بودند از او عذرخواهی کردند یعنی مجبور شدند عذرخواهی کنند حتی ریسس جمهور سابق جناب سید محمد خاتمی و ایشان حداقلش این است که هنوز دادگاهشان ادامه دارد.

البته حکم او نیز این گونه نبود که عنوان اتهامی شان عوض شود و از این رهگذر  عده ای دیگر که از مدتی پیش منتظر بودند صحنه ی آخر برنامه ی تبلیغاتی که از چند مدت پیش راه افتاده بود تکمیل شود و آن گاه روشن شود که وزیر اطلاعات بگوید : " دستگاه قضايي هم اتهام و خلاف موسويان را احراز كرده ولي عنوان اتهامي او را عوض كرده كه اشكالي ندارد. " البته تفاوت دیگری هم داشت که قوه ی قضاییه فردای آن روز آماج حملات قرار گرفت و امروز این حکم را   افتخار قوه ی قضاییه می دانند .  

نمی دانم دوستان خواننده بهتر می دانند و خود زیبا تر قضاوت خواهند کرد اگر پیشنهاد امروز رییس جمهور عملی شود : " ديگران از اين اطلاعات آگاه هستند و ما نيز پيشنهاد مي‌كنيم متن اطلاعاتي كه توسط ايشان (حسين موسويان) منتشر شده در دست مردم نيز قرار گيرد، تصريح كرد: وقتي اطلاعاتي به غير ملت ايران داده شود و آنها مطلع هستند و آن هم بخشي كه در نقطه مقابل ملت ايران بوده است، پس من مصراً خواستار آن هستم كه اين اطلاعات و اسناد منتشر شود و اجازه دهند ملت ايران خود در اين رابطه قضاوت كنند. وي با تأكيد بر اينكه در بحث هسته‌اي تقابل بدخواهان ملت ايران از ابتدا نيز سياسي بود و نه فني گفت: اگر اين اسناد و اطلاعات منتشر شود خود به خود همه چيز مشخص خواهد شد، چرا كه اين فرد 10 الي 15 جلسه با بيگانگان داشته و حرفهايي زده و ما مي‌خواهيم همين متن صحبت‌ها منتشر شود.  " شاید در انتهای این کار همه باید در مقابل تیتر تبرئه این بار برای این حکم علامت تعجبی بزرگ قرار داد لکن این بار نه در صفحات اول روزنامه ها که در صفحات ذهن و جان مردم .

یا علی

---------------------------------------------------

راستی الان که برای تکمیل لینک های این مطلب به سایت ها سری می زدم به این مطلب برخوردم ، گویا این خط آخر مطلب ما دارد به واقعیت تبدیل می شود . این هم تیترش : " دادستان تهران دستور ادامه تعقيب موسويان را صادر كرد "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 23:32  توسط مهدی صنعتی   | 

 

1. یکی از اصول اساسی حفاظت و مراقبت از حکومت ها و دولت ها اصل « نقد » است که در تعابیر اسلامی ما و از جانب مولای متقیان هم بر لزوم آن از جانب مردم در جامعه اسلامی و انتقادپذیری از جانب زمامداران و حکام تاکید شدیدی گردیده است .

2. اصولا در محاورات و گفتارهای سیاسی روزانه و یا حتی در صحبت هایی که به صورت روزمره در میان مردم استفاده می شود جملاتی با افعال مجهول که نشانه ی آن عدم مشخص شدن مخاطب این جملات است گفته می شود که به سبب برداشت منفی و سوء ظن افراد به فرد سخنگوی این دست جملات ، گاهی سبب برداشت هایی از این نوع سوءتفاهم شده و به قول معروف صحبت آن فرد را « به خود خریده » در مقام پاسخگویی به آن بر می آیند که این خود البته نشان از این است که آن ها خود را شایسته ی نواخته شدن به این صحبت ها دانسته و لذا در صدد پاسخ گویی برآمده اند .  

3. این روزها بازار این گونه صحبت ها – که تا حدودی که نه تقریبا کاملا درست است – و آن برداشت ها – که از مغالطه ای ریز سرچشمه می گیرد – گرم است . این می گوید و او خط و نشان کشیده و جواب او را به افشاگری و پاسخ صریح می نوازد گو این که حافظه ی تاریخی مردم این قدر اوضاعش خراب و افتضاح است که فراموش می کنند که چه کسانی بودند که در کارزار های سیاسی دم از چیزی می زدند و در عمل کارشان چیزی دیگر بود . در موردی سکوت نموده و نگاهی به ارزش و اعتبار و بزرگی فرد از دست رفته نمی کنند و در موردی مشابه آن را به بحرانی ملی تبدیل می نمایند تا شاید از این حادثه طرفه ای برای چند سال آینده بسته مرگ سیاسی خود را به عقب بیندازند .

4. نتیجه ی اخلاقی از این بحث این شد که در روزگار نسبیت پارامترهای انسانی – البته نه بر اساس آموزه های دنی بلکه بر اساس داده های غلط عقل بشری که منجر به این نتایج اسفناک شده است - انتقاد و آزادی و خشونت و مردمسالاری و حکومت اکثریت و ... هم خوب است اما تا آن جا که برای ما باشد و در غیر این صورت هر روز یکی را به مسلخ برده منتظر این می مانند که از برای فردا کدام یک را باید این گونه سازند . این مهم تا آن جا میرود که روندی را در یک پروژه ی ملی که تا دیروز خلاف بود و بر ضد مصالح عمومی و فرد مسوول آن ، گاهی در ردیف جانیان بزرگ جهان شمرده شده که ارزش هایس انسانی – با همان توضیح قبل - را یکی یکی نابود ساخته به دلیل منافع سیاسی راه او درست ، منشش متعلی و البته در راستای منویات و باورهای آنان ارزیابی شده او را مفتخر به مدال هایی رنگارنگ می نمایند . خداوند ان شاءالله به همه ی ما تقوی عنایت کند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 20:17  توسط مهدی صنعتی   | 

 

" این سخنرانی و این همه تشویق های گرمی که از جانب دانشجویان دانشگاه کلمبیا صورت گرفت بیم آن می رود که سبب شود مردم ایران به این معتقد شوند که رییس جمهورشان از مشروعیتی جهانی برخوردار است " این شاه بیت از جانب " جان بولتون " نماینده ی سابق آمریکا در سازمان ملل و از نئومحافظه کاران افراطی دستگاه فعلا حاکم آمریکا ، خود به درستی شاهدی است پرمایه بر عمق زخم های برجای مانده از سخنرانی احمدی نژاد .

اصولا هر ایرانی اگر حتی به دو امر نه آن که عشق بورزد که فقط برایش مهم باشد نمی تواند از این سخنرانی و مهارت احمدی نژاد با زبان مردمی و بی غل و غشش بجز به نیکی یاد کند و آن دو ،  وطن پرستی است و  افتخار به داشته ها چه این که احمدی نژاد به درستی از پس حل هر آن چه از مشکل که این دو حس را در ناحیه ی جامعه ی جهانی  تضعیف و تهدید می نمود بر آمد و در اطراف  دو چالشی که بر سر راهش ایجاد نموده بودند -  هولوکاست و حمایت از تروریسم - هر آن چه توانست نور ریخت تا بلاواسطه جامعه ی جهانی سخنان ، اشکالات و – به قول ما طلبه ها -  ان قلت های او را بفهمند هر چند مدتی است او در ارتباط با اولین مساله کمی دست به عصا تر راه می رود و   رویدادی  را که به درستی دروغش می خواند نصفه و نیمه ارایه می دهد و لیکن هم این که با این همه شور و احساسات و استقبال روبرو شد بسیار دستاوردی بزرگ است . او همان طور که در سفرهای استانیش  به تعداد فراوان برای شنیدن سخنان او و برای ستاندن حق خویش جمع می شوند این بار هم و در یک سفر دیگر منتهی نه از جنس استانی که از دسته ی بین المللی آن نیز مردمی دیگر با همان دغدغه ها به شنیدن سخنانش می شتابند و این ها هم چون آن ها با دست پر و شاید باورهای جدید از پس سخنرانی او به دنبال رتق و فتق امور خویش می روند و لکن اما آن چه بی شک در مبارزه ی پارادوکس شنیده های قبلی با واسطه و داشته های جدید بی واسطه پیروز بر خواهد آمد بی شک مورد دوم است .

تا بعد خدا نگهدار .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 13:39  توسط مهدی صنعتی   | 

 

نمی دانم تا الآن شنیده اید که مثلا می گویند فلان مورد نسبی است و یا این که در رابطه با مسایل اخلاقی می گویند که این قبیل امور نسبی نیستند یا نه , ولی آن چه در این باره به نظرم می آید این که بجز موارد محدودی مابقی موارد در این دنیا دارد به اموری نسبی تبدیل می شود . به دیگر سخن این امور می تواند بسته به نظر شما دارای بار منفی بشود و یا مثبت و در این میان واقعیات چیزی است که روز به روز دارد بر میل به واژگونی اش افزوده می شود . خدا بیامرزد ارسطو را که یکی از مواردی که برای فهم بشر و هم شهریانش آن را فریاد می زد همین « واقعیت » و « حقیقت داشتن واقعیت » بود . او در مقابل سوفیست هایی که در برابر گرفتن هدیه !!!! هایی فراوان حقیقت را به دروغ تبدیل می کردند و واقعیت را به مسلخ منافع شخصی می بردند و فغان عدم وجود آن را سر می دادند سر برآورد و نیرنگشان را فاش ساخت و این گونه بود که از آن دوران فقط او در تاریخ سر درآورد .

این روزها معرکه ی حقیقت جلوه دادن منافع شخصی است . روزهایی از برای موفقیت های بزرگ را شکست جلوه دادن و پیروزی شکننده و ضعیف را در ابتدا مصادره نمودن و در ادامه قاطع و بزرگ جلوه دادن . کجاست گرگیاس – سوفیست عصر ارسطو – که او را گرامی داریم چه او اگر می گفت واقعیتی وجود ندارد و مردانه مکنونات قلبی اش را فریاد می کشید این روزها افرادی پیدا شده اند که این قدر جرات ندارند که بر داشته های خود – هر چند پست و فرومایه – تکیه کنند . این روزها باید برای افرادی مثل او هم یک بزرگداشت حداقل برای شناخت تفکرات او و این جانشینان خلف که خوب توانسته اند راه مراد خویش را آسیب شناسی کنند, برگزار نمود.     

راستی دوستانی که  مایلند , می توانند ضمیرها را به دلخواه خود به صاحبانش برگردانند.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 16:44  توسط مهدی صنعتی   | 

چندی پیش دوست عزیزی برای سالگرد شهادت شهید اسدالله لاجوردی که از چهره های زجرکشیده ی انقلاب بود مطلبی را در وبلاگشان کار کرده بودند که بی مناسبت با ماجرای 7 شهریور نبود . لذا آن را در وبلاگ قرار دادم تا رفقا از آن استفاده کنند . لازم به ذکر است که انعکاس آن دلیل بر تایید برخی از مطالب آن نمی باشد  . لطفا برای خواندن آن بر روی  ادامه ی مطلب کلیک کنید .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 1:27  توسط مهدی صنعتی   | 

 

امروز سالگرد 28 مرداد است . روزی که تاریخ درباره ی اشتباهات مسلم و غیر قابل انکار مسببین از دست رفتن آن فرصت تاریخی قضاوت خواهد نمود و آن سهل انگاران درباره ی آن باید پاسخ دهند و مورد مواخذه واقع گردند . آنان که از یک سو با آمریکا پالوده می خوردند و از سوی دیگر دم از مبارزه با استکبار و منتخب ملت بودن می زدند . در هر حال درباره ی اتفاقات  منجر به مهم شدن این روز باید اندیشید و درس گرفت که اگر این نبود الآن حکومتی اسلامی در ایران وجود نداشت .

در حدود یک سال قبل با دوستان طلبه مان در مدرسه ی محل تحصیل در قم ماهنامه ای موفق را منتشر می نمودیم با نام « مشکات » . در شماره ی اسفندماه سال 1384 مصاحبه ای انجام دادیم با حجه الاسلام احمد رهدار دبیر گروه تاریخ معاصر موسسه ی آموزشی پژوهشی امام خمینی ( ره )  در رابطه با ملی شدن صنعت نفت که بی ارتباط با این واقعه ی امروز نمی باشد . لذا آن را تقدیم می کنم و امیدوارم مورد استفاده واقع شود . با تشکر .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 23:42  توسط مهدی صنعتی   | 

 

چند شب پيش از شبكه ي يك سيما مستندي پخش شد با نام « به اسم آزادي » كه واكنش هاي فراواني را در پي داشت كه قطعا خودتان هم از اين ها همه باخبريد و مطلع . اين مستند به طرز جالب و زيبايي به بيان برنامه هاي مختلف بنیاد سوروس درباره ي كشورهاي آسيايي و چگونگي انقلاب هاي مخملين مي پرداخت و با برنامه اي مستند در حاشيه ي متن اصلي – كه همان اعترافات آن سه تن بود – به راه كارهاي ارايه شده از سوي آمريكا به كشورها و كشورهاي انقلاب شده به ديگر كشور ها بود كه نشان از برنامه اي دقيق براي اين كشور ها بود تا جايي كه براي انقلاب هاي آتي نيز تاريخ هايي مشخص شده بود . نكاتي كه از سوي اين برنامه ي مستند از كشورهاي مخملي شده !!! براي انتقال تجربه مطرح مي شد انسان را به ياد وقايعي مشابه در كشورمان مي انداخت كه در ادامه با توضيحات خانم اسفندياري و آقاي تاج بخش هر بيننده ي مطلعي مي توانست به رمز شكافي از آن ها بپردازد . اوج اين اظهارات جايي بود كه آقاي كيان تاج بخش داشت از فعاليت هايش و تدريسش در دوره ي دكترا در دانشگاه هاي تهران و حتي چاپ كتاب منبع انقلاب هاي نارنجي از سوي وزارت كشور – البته حتما وزارت كشور دولت احمدي نژاد بوده و نه دولت هاي قبل وگرنه اين دولت ها را چه به اين كارها – و در ادامه استفاده از كليد واژه هاي آن كتاب چون « جامعه باز » و « حكمراني خوب »  در شعارهاي انتخاباتي بعضي از گروه ها – توجه به همان توضيح قبلي با اندكي دخل و تصرف !!! -  و هم چنين استفاده از همان تفكرات در جلسه اي بسته و مشورتي با مديران ارشد دولت – توجه به توضيح قبل – بوده است كه اين ها خود همه گوياي مسايل بسيار مهمي است . البته به همه ي اظهارات جناب تاج بخش مي توانيد اين گفته هاي مهم ايشان را هم اضافه كنيد كه «  هدف دراز مدت بنياد سوروس براي پياده كردن آن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه يا جامعه اي به سمت جامعه باز- اين است كه بين حاكميت و ملت شكاف ايجاد بشود و از طريق اين شكاف آن قسمت هاي جامعه مدني كه برمبناي جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده - روي آن حاكميت به منظور تغيير رفتارش فشار اعمال كند، اين احتمال دارد شكل شتاب زده اي داشته باشد (اگر درجايي مثل گرجستان باشد ) و درجايي ديگر مي تواند شكل تدريجي به خود بگيرد و تغيير رفتارها شكلي تدريجي و نرم داشته باشد براي ايجاد چنين شكافي مي گويد- يا دولت مركزي يا حاكميت مركزي بايد تضعيف بشود يا آن بخش جامعه مدني يا بخش عمومي را كه همراه با آن حاكميت نيست، بايد توانمند باشد. سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام كمونيسم و شوروي اين بايد باشد كه جهان اسلام را هدف قرار دهند و همين امر همان حالت "اتو پيك " را مجددا و استراتژي دراز مدت اين بنياد را نيز نشان مي دهد يعني درواقع تا بحال بيشتر برنامه ها و سرمايه گذاريهاي بنياد سوروس در داخل اروپاي شرقي - آسياي مركزي و جماهير شوروي سابق قرار داشته است ولي الان بطور محاوره اي اگر عنوان كنيم آن بنياد احساس مي كند كه كارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت كشورهاي اسلامي از جمله تركيه، كشورهاي عرب، پاكستان، افغانستان وساير اينها به پيش مي رود. » .

حتما در ادامه از جانب اين دو عزيز هم شنيديد كه دو تن از چهره هاي قديما معروف در سياست ايران آقايان « علي افشاري » و « سازگارا » هم هم اكنون از بورس هاي اين نهاد هاي شيرين تر از باقلوا دارند استفاده مي كنند . دومي را كه يادتان هست ، در ماجراي تعطيلي پايگاه هاي دشمن يكي از ان روزنامه ها روزنامه ي ايشان بود . خوب ، كم كم دارد معلوم مي شود كه تعطيلي آن نشريات فله اي بود يا حساب شده . شما هم مي توانيد پيدا كنيد پرتقال فروش را .

يا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:48  توسط مهدی صنعتی   | 

 

واقعیت این است که واقعه ی سوم تیر به راستی رویدادی تنها ست در میان غوغاسالاران چرا که فرزند خلف 27 خرداد است و مدال آن را البته در حجمی بزرگتر بر سینه دارد . نمی خواهم در رابطه با پیام این روز حرفی بزنم چرا که معتقدم آنان که باید آن همه پیام را که چون روز می درخشید درک نمودند و آنان ها هم که نمی خواهند بفهمند از گفتن من دوباره نخواهند فهمید و معتقدم آن چه سبب ساز این رویداد شد نه تحلیل های دقیق و موشکافانه ی جناح های سیاسی و نه امدادهای غیبی و نه حتی رای های پادگانی بود که اخلاص اعضای ستاد ایشان در تبلیغ کاندیدای مورد علاقه شان بود که چون او را منطبق بر باورها و آرمان هایشان می دانستند با اعتقادی عمیق ،  برای موفقیت او از جان مایه گذاشته و از کمترین چیزی فروگذار نمی کردند . آنان که از پس اندازهای خود به فعالیت های روزانه ی ستاد کمک می کردند و آنان که برای انجام تبلیغات وام گرفتند و پوستر چاپ نمودند و به دستان افرادی چون خودشان دادند . آنان که از سخنان از سر غرور مسوولین ستادهای سایر کاندیداها که چون گذشته شهر را پایگاه اصلی خود می دانستند و از افراد باصطلاح محبوبی که گمان می بردند حضور آنان در این ستاد سبب ساز و تضمین کننده ی رای بالایشان است ، ناراحت نشدند چرا که برای حرف دیگران نیامده بودند که برای باورهایشان آمده بودند و آرمان هایشان . آنان که میانگین سنشان حداکثر به ستاد دانشجویی دیگر کاندیداها می خورد و لکن یک تنه رای اول شهر را کسب نمودند  . یاد آن روزی بخیر که دوست وبلاگ نویسی حامی دکتر معین بعد از خوش و بش با بچه ها گفت : « برای کاندیدایتان آرزوی موفقیت نمی کنم ولی برای شما چرا » و غافل از این که موفقیت این دو در گرو همدیگر است . یاد آن روزی که ستادی شخصیتی مهم را برای سخنرانی دعوت کرده بود و دوستان ما چون ستاد در نزدیکی سینما بود و برای آن که کمی جمعیت به چشم نیاید و با نظرات آنان آشنا شوند  به آن جا رفتند و جلسه را از رکود کمی بیرون آوردند  . یاد آن روزی که سراسیمه رای ها را از این صندوق به آن صندوق جمع می زدیم و هنوز تمام نشده بود که خبر رسید آمار 17 به 10 است و پس از جلسه با شورای تامین با آسودگی بسیار به خواب رفتیم تا فردا صبحی باشد از برای شادی و خوشحالی . در هر حال در این چند ساله خیلی ها نخواستند این پیام و نه بزرگ را به برخی از تفکر ها که رای مردم را سفید امضا از برای خودشان می دانستند درک کنند و شاید هم فهمیدند و از جهت گیری های او ترسیدند که وصف آنان را چه زیبا سلاله ی زهرا ، مقام معظم رهبری ( مد ظله ) بیان نمودند که : « امروز در دولت جدید به رغم همه کارشنکی‌ها این ارزش‌ها سخن اول و حرف رایج شده و دولت صریحاً آن‌را بیان می‌کند و علت دشمنی‌ها چه کسانی که در داخل و چه در خارج هستند همین است که رئیس‌جمهور به طور صریح به این ارزش‌ها اظهار عشق و علاقه می‌کند. در داخل نیز، برخی نگاه می‌کنند آنجایی که این ارزش‌ها پاس داشته می‌شود کجاست تا به آن حمله کنند و هر خط و حرکتی که علیه ارزش‌ها باشد این افراد آن‌را دوست دارند. »

تا بعد حق نگهدارتان

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:18  توسط مهدی صنعتی   | 

 

امروز :

۱. رهبری سخنان روشنگرانه ای درباره ماجرای مذاکره مستقیم در بغداد با آمریکا فرمودند که باز هم رو سیاهیش ماند برای ذغال !!!

۲. استیضاح وزیر آموزش و پرورش که بیشتر جنجال آفرینی و بحران زایی برای کار دولت بود رای نیاورد و ایشان در سمت خود باقی ماندند .

۳.حاتمی کیا مستندی در جواب فیلم 300 خواهد ساخت .  

۴. چند روزی بود که هرچه می کردم بخش مدیریت وبلاگ باز نمی شد و به همین خاطر به روز نشدم . در هر صورت ببخشید از این تاخیر چند روزه .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:12  توسط مهدی صنعتی   | 

امروز سالگرد شکست حمله نظامی آمریکا به طبس است . رویدادهای جهان پیرامونی از منظرهای بسیاری می تواند برای ما مورد استفاده داشته باشد و هم چنین فواید کثیره ای به همراه . اموری که در آینده فرا راه ما باشد . حادثه طبس هم از این قبیل ماجراهاست . رویدادی که هم در متن خود و هم در حاشیه ی آن پیام ها و دستورالعمل های فراوانی را برای ما دارد . از حمایت بی پایان و لطف بسیار حضرت حق به این حکومت اسلامی گرفته تا ریزش هایی چون بنی صدر و امثالهم . امیدوارم که همه ما این وقایع را چون آینه هایی بدانیم برای آینده مان و از طی مسیر آنان که ظالین شدند بر حذر باشیم . در هر حال گرامی باد این گرامی روز ایران زمین .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:22  توسط مهدی صنعتی   | 

نمی دانم شده تا الان که تو از یه ماجرایی خیلی ناراحت باشی و با شدت در جهت اصلاح اون باشی و در حالی که طرف مقابل اصلا هم به عالمش نیست که تو چه می گویی و چه می کشی و یا این که برای کسی زحمتی بکشی و این گونه بشود ؟ این ماجرایی که اینجا  نوشته مثل همین است . البته ممکن است که اصلا هم به ایشان ربطی نداشته باشد و مربوط به دیگران باشد . در همین راستا بد نیست اینجا را هم ببینید .

چنر روز پیش خبری شنیدم مبنی بر توقف انتشار روزنامه " آینده نو " و بسیار متاثر شدم . نه برای آن روزنامه بلکه برای همشهریمان جناب وصال که در طول 3 سال 2 تا روزنامه رو از دست داده ، یکی ایران و یکی هم آینده نو . آخه چرا با خودت این کار رو می کنی و با وعده های دیگران جلو میری  ؟ البته صحبت هایی هم در اینجا داشته اند که بد نیست گوشه چشمی بیندازید .

 وبالاخره اینکه تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا بعضی ها اینجوری  اند ؟  

یا حق  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:47  توسط مهدی صنعتی   | 

امروز نمی دانم درباره این ماجرای " طرح تجمیع انتخابات " که مجلس تصویب رسانده است و طی آن عمر مجلس 7 ماه بیشتر و از دولت احمدی نژاد  4 ماه کم شده است ، چه بگویم ولی اگر کمی این مصوبه را در کنار معافیت خودشان از مدرک تحصیلی در شرایط کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی بگذارید کمی تا اندکی قضاوتتان جالب انگیزناک می شود. حالا دیگر خود می دانید.

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:19  توسط مهدی صنعتی   | 

 

 نمی دانم روز جمعه به وبلاگم سر زده اید یا نه ولی اگر نیامده اید باید بگویم که در یادداشت آن روز این گونه نوشته بودم " احساس و البته باور من بر این است که در زندگی روزانه مردم شیعه ایران یک سری مسایل هست که شوخی نمودن و یا حتی بی احترامی به آنها برای فرد خاطی هزینه های بسیار زیادی را در بر خواهد داشت و حتی ممکن است به جایی برسد که ناراحتی پشیمانی هم هیچ فایده ای نداشته باشد و نه از اندوه فرد خاطی بکاهد و نه حتی کسی این حالت او برایش مهم باشد .چیزهایی و یا کسانی که اداره بسیاری از امور زندگی مردم ایران و در مقیاس کوچکتر حتی شهرستان خودمان به آن بستگی دارد و اهانت به آن ها نوعی اهانت به شعور مردم می باشد . " آنانی که در جریان علت نگارش این سطور بودند به خوبی می دانستند که چرا نوشته شده اند و شما هم الآن خواهید فهمید . علت آن " اهانت هفته نامه بیشاپور  به مراجع تقلید " بود . در هنگام نگارش این سطور احساسی دوگانه داشتم ، آمیزه ایاز ناراحتی و امید . در صحت اصل خبر تردیدی نداشتم لکن چون متن آن را هنوز ندیده بودم امید آن را داشتم که بتوان نوعی آن را حل نمود و لکن این خیال بسیار خام بود و کم عمر . اصلا برایم قابل باور نبود که در شهری که مردمش خود را و گذشته خود را در احوال صحابی باوفای پیامبر و امین مولایمان علی " ع "، سلمان فارسی می جویند و با افتخار از " شیخ ابواسحق " و مریدان جهانی اش می گویند و سند مقاومتشان را در میان 11 شهر حکومت نظامی رژیم دژخیم پهلوی می دانند و 1100 شهیدی که در این راه فدای آرمانهایشان کرده اند که همه و همه نشان از تدین بالای آنان دارد و اعتقاد راستینشان چرا باید این اتفاق بیفتد که به استوانه ها و مراجع دین خدا اهانت نموده آن هم نه به یک نفر بلکه به چندین نفر . به راستی چرا این فاجعه رخ داده و با چه انگیزه ای به وقوع پیوسته است ؟ احساس و باور تعقل شده ام الآن جز افسوس و حقارت از برای آنان چیزی بیش نیست . بیشاپور – که به خاطر وجود افرادی معلوم الحال در جمع نویسندگانش که گذشته ای تاریک دارند و پدران ما به خوبی آنان را می شناسند و چشم امید به عدم تحقق پیش بینی های شان داشتند -  به واقع کلمه ، غرور دینی ما را خدشه دار نمود و خود را تحقیر کرد . در این باره چند نکته مبهم است که به نظر روشن شدن آن ها خالی از فایده نخواهد بود :

۱. به راستی دست اندرکاران بیشاپور که رسالت نشریات محلی را فریاد می زدند و کار دیگران را به سبب توجه به مسایلی ورای شهرستان مذموم می پنداشتند از روی چه هدفی به این کار اقدام نمودند ؟

۲. طبق روال جاری مطبوعات مسوولیت این گونه اشتباهات هم با مدیرمسوول است و هم با سردبیر و هم با نویسنده . سوال این جاست که آیا این دو عزیز – مدیرمسوول و سردبیر – این مطلب را خوانده اند و اجازه چاپ داده اند و یا آن که نخوانده اجازه داده اند که در هر 2 صورت باید پاسخ گو باشند که به هر حال مقصرند .

۳. این هفته نامه نگاران آیا نمی دانستند که جامعه شهری کازرون را در حد بسیاری مقلدین آیت الله العظمی مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی " ایدهما الله " تشکیل می دهند و مردم شهر کازرون هم در انتخابات ریاست جمهوری به رییس جمهور محبوبمان رای داده اند و انتخاب اول خود نموده اند , آن ها که برای این مردم مطلب تهیه می نمایند آیا نیازهای دینیشان و سیاسیشان را این گونه تامین نموده اند ؟ اهانت به مرجع این مردم اهانت به شعور و آگاهی آنان نیست که این گونه در اینجا  و اینجا و اینجا بی محابا به ایشان اهانت و کلام ایشان را تحریف - که درستی ادعای من را می توانید در اینجا  ببینید -  نموده اند ؟

همه می دانند که مردم کازرون بار ها و بارها در موارد مشابه وظیفه خود را انجام داده اند و این بار هم انجام خواهند داد . در انتها یادآوری یک نکته ضروری است که مجازات این گونه از تخلفات طبق قانون مطبوعات تعطیلی نشریات است و لذا حال نوبت مسوولین است که نشان دهند در انجام وظایفشان تا چه اندازه مصمم و قاطع می باشند .

ان شاء الله خداوند هیچ گاه ما را به خودمان وامگذارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 17:15  توسط مهدی صنعتی   | 

1. خیلی دلم می واهد بدانم با این ماجرایی که پیش آمده هنوز هم کسی هست که به این شعارهای پوچ و توخالی باور داشته باشه یا نه ؟ واقعا برای این امر چه دلیلی داره . اگر مرادشون این  مدل از حقوق بشره که بفرما نوش جانتان ولی ممکنه بگن که ما کاری نداریم که این تئوری ها عملی میشه یا نه ما با این تفکر موافقیم و اونو صلاح می دانیم که د این صورت اونا رو به مطالعه نقدهای ریشه کن کننده شهید مطهری در چندین جلد ازکتاباش و یا همین کتاب فلسفه غرب از دیدگاه شهید مطهری چاپ انتشارات معارف دعوت می کنم تا بهتر متوجه پوچیاوناحتی در مرحله تئوری هم بشوند . در هر حال چه رقت انگیزند آدمایی که هنوز به اینا دل خوش کردند و آرزوی این جوری شو دارند . اینجا  را بخوانید تا کمی بیشتر درک کنید این ماجرا را .

2. آقا من یه سوال دارم . چرا بعضی ها این قدر پر رو هستند تا جایی که حاضرند انگشت بکنند تو چشم آدم و بگن کوری . باور ندارید اینجا  رو مشاهده کنید .

3. خوشم میاد که بالاخره متوجه اشتباهاتشون شدند و دیدند که نمی توانند واقعیت رو انکار کنند . آخه آدم تا کی باید خودش رو مضحکه ی دیگرون کنه . باور ندارید اینجا و اینجا رو نگاه کنید.

4. چند تا موضوع جالب هم هست که بد نیست یه نگاهی به اونا بیندازید . کارش چند تا کلیک روی اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا  و اینجا است .

تا بعد حق نگهدارتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 23:24  توسط مهدی صنعتی   | 

1. امروز روزنامه ها خبر ازدستور کار جدیدی در مجمع تشخیص مصلحت نظام دادند که طی آن قرار است راه کاری تدوین شود که طی آن از تغییرات مستمر و همیشگی و البته گسترده مدیران با تغییر دولت ها جلوگیری شود و از این ضایعه مدیریتی در کشور طی این سال ها جلوگیری به عمل آید که تحلیل روزنامه اعتماد را در این باره  می توانید اینجا  ببینید. طرح بسیار بسیار خوبی است ، چرا که با عملیاتی شدن این طرح هم امنیت شغلی در کشور افزایش می یابد و هم این که به راحتی می توان از وزش بادهای سهمگین و همراه کننده در اطراف انتخابات جلوگیری به عمل آورد و تلفات هم کمتر می شود . البته در این میان هیچ مهم نیست که اگر مدل مورد نظر طراحان ، مدل کشورهای غربی باشد که مسوولیت های کلان را از میان افراد خاصی انتخاب می نمایند و البته با تغییر دولت ها عده ای را نمی توان جا به جا نمود این اصل مهم دموکراسی و حق اجتماعی که همگان می توانند در صورت داشتن صلاحیت در نظام سیاسی – اجتماعی کشور رشد نمایند ، هم پایمال می شود . از همه این ها که بگذریم این طرح مرا به یاد اظهار نظر یکی از دوستان  اصلاح طلب  می اندازد که در بحث تعیین نرخ بنزین در بودجه سال 86  در مجلس فرمود که " بالاخره درباره بحث بنزین یک دولت باید قربانی شود و چه بهتر که آن دولت ، این دولت باشد !!!! " راست می گفت ، این دولت بهترین قربانی برای طرح های سیاستمداران است .

2. امروز متوجه دو اتفاق جالب در باره مطالبم شدم که عبارتند از :

الف – سایت 4 قل مدت زیادی نیست که راه افتاده و وظایفی را برای خودش تعریف نموده که می توانید در اینجا  مطالعه نموده و در صورت علاقه عضو شوید . از این ها که بگذریم ۳ تا مطلب من به نام های " ۲ بار احمدی نژاد "و  " آقایان لطفا اشتباه نکنید !!!! " و " اخراجی ها " را این سایت لینک نموه است که می توانید اینجا و  اینجا و اینجا ببینید

ب – روز جمعه مطلبی  نوشتم که مورد ناراحتی و انتقاد تعدادی از دوستان واقع شد . آن دسته از دوستان را به مشاهده اظهار نظر جامعه مدرسین( اینجا ) در این باره دعوت می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 18:37  توسط مهدی صنعتی   | 

 

امروز رهبر عزیز دیداری داشتند و در این روز مبارک و فرخنده که هم روز میلاد پیامبر ختمی مرتبت است و هم روز میلاد  رییس مذهبمان خطاب به علمای دین ابراز داشتند که " منشور وحدت اسلامی " را تدوین نماند تا کسی نتواند حکم به تکفیر تعداد زیادی از مسلمانان بدون هیچ دلیلی کند که می توانید مشروح آن را اینجا ببینید . به واقع این امر هم چون سایر فرامین و آینده نگری های حضرت ایشان – مثل ارتش متحد اسلامی و یا سیستم دفاعی کشورهای خلیج فارس - نشان از بصیرت بالایشان دارد ولی امیدوارم در این راه تلاش و کوششی چشمگیر صورت پذیرد تا این مهم نیز به سرنوشت سایرین گرفتار نشود . البته در این راه آسیب هایی هم وجود دارد که از آن جمله می توان به اشتباه گرفتن " وحدت " با " خودباختگی " اشاره نمود؛ هیچ نکته ابهامی در این امر وجود ندارد که وحدت به معنای پای فشاری بر مشترکات است در عین حفظ باورها و مسایل مهمه ی مذهبی و به واقع اگر بر این فکر باشیم که وحدت به معنای هم کر شدن و متحد شدن در باورهاست و در این راه از اعتقاداتمان دست بکشیم و روی خوش نشان دهیم باید مطمئن باشیم که ب مرور مجبور به دست شستن از اصلی ترین باورهایمان خواهیم شد و لذا اصلا لزومی ندارد در هر کوی و برزنی اختلافاتمان را که در حق بودنشان هیچ شکی نیست کوچک و کم اهمیت نشان دهیم و بعد به اشتراکات اشاره نماییم که پر واضح است این کاری بیهوده است و نافرجام که نمونه ای از آن را می توانید اینجا  ببینید . در هر حال به نظر بهتر است این رویه ای که در برخی جاها و توسط برخی از متولیان این امر تا انکار احادیث مسلم هم پیش رفته است بالاخره متوقف گردد ؛ چرا که برای نزدیکی این قدر مورد مورد تمسک داریم که هیچ نیازی به این قبیل موارد نداریم .

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 21:49  توسط مهدی صنعتی   | 

۱. بالاخره این نظامیان انگلیسی هم آزاد شدند ولی نکته جالب چگونگی آزاد شدن آن ها بود که باز هم پیش بینی ناپذیری احمدی نژاد را نشان میدهد. او که عادت دارد همه گان را در بهت تصمیماتش فرو برده و به ساختارشکنی مورد علاقه اش با شدت تمام ادامه دهد این بار هم یکی دیگر از شگردهایش را رو کرد و البته این مهم بسیار به موقع و جالب بود . این که طرف انگلیسی رسما درخواست مذاکره نده بود و لحن سخنش را تغییر داده بود می فهماند که کار انجام پذیرفته و آنان در این مجرا هم شکست را پذیرفته اند و این سیاست خارجی احمدی نژاد است که دوباره پیروز میدان است . این کار احمدی نژاد زمانی اهمیت و ارزش خود را دو برابر می کند که دلیل آن را میلاد حضرت ختمی مرتبت و رییس مذهبت شیعه اثنی عشری نام نهاد و بهت و حیرت جهانیان را برانگیخت که می توانید در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا خودتان مشاهده کنید . در هر صورت به قول دوست عزیز که در اینجا مطلب نوشته " احمدی نژاد رو عشق است "

۲. بالاخره پس از مدت ها انتظار احمدی نژاد قرار است دوشنبه به استان فارس بیاید و بی شک سفری هم به کازرون خواهد داشت و باز هم بی شک با دست پر خواهد آمد ولی نمی دانم مسوولین شهرستان در جلساتی که با هیات دولت داشته اند از آنان برای کازرون چه خواسته اند و چه چیزهایی مورد موافقت واقع شده ولی در هر حال امیدوار به نگرشی همه جانبه ام با این که چشم امیدواری به این ماجرا ندارم ولی ای کش ماجرای نامه سلمان فارسی مطرح و درخواست چندی پیش شهردار از جناب حداد عادل مبنی بر بخشش  مالياتي مردم کازرون بار دیگر تکرار شود . به امید دیدار .

________________________________________

بر خلاف وعده ای که با هم کرده بودیم نتوانستم 2 روز گذشته را به روز باشم که دلیل آن مراجعت به قم و انجام کارهای عقب مانده منزل بوده است . در هر حال باید ببخشید و البته شاید بهتر بود مثل این آقااز ابتدا می گفتم " یادداشت های کم و بیش روزانه "

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 20:3  توسط مهدی صنعتی   | 

این ماجرای سربازان انگلیسی هم مثل سایر عملکردهای دولت بسیار مورد مناقشه واقع شده و البته از هر دو جناح افرادی که قاعدتا باید صاحب نظر هم باشند در تایید و رد آن چه قلم فرسایی هایی که نمی کنند لکن به نظرم برای معلوم شدن این موضوع باید ماجرای مشابه در دولت گذشته را به یاد آورد و با عملکرد دولت جدید مقایسه نمود . در آن ماجرا هم تعدادی از سربازان انگلیسی به حریم آب ای ایران نفوذ کرده بودند و سعی در جاسوسی داشتند که این مهم از ابزاری که به همراه آنان بوده است معلوم است و البته آنان هم توسط نیروهای سپاه دستگیر شده بودند که البته مدتی قبل ماجرای آن تحت عنوان شکست هیمنه در سراسر کشور توزیع شد . این ماجرا در اواسط کارهای پرونده هسته ای کشورمان بود و بسیار می توانست کمک کند ولی مسوولان قبلی این شاه مهره تبلیغاتی را برای اعتمادسازی !!!!!؟؟؟؟؟ بسیار راحت و با رضایت و طیب خاطر طرفین آزاد نموده بودند ، بدون این که از این مستمسک شیرین استفاده ای دلنشین کنند ولی حالا این دولت این امر را که البته اتفاق کمی نیست را برای استفاده در فرایند پرونده هسته ای به خوبی و با روشی عاقلانه و البته با رویکرد اقتدار و حضور فعال در عرصه سیاست خارجی که بارها مورد تایید مقام معظم رهبری نیز واقع شده است تحت اختیار خود درآورده و به خوبی دارد از آن استفاده می کند . در هر حال به نظرم عملکرد این دولت بیشتر منطبق بر آرمان ها و رویکردهای صحیح و عزتمندانه است .

_________________________________

راستی امروز دومین جلسه برای اتحاد نظر و برطرف کردن سوء تفاهمات در میان 2 گروه و مجموعه فرهنگی شهرستان برگزار گردید . امیدوارم که این امر فقط در حد جلسه نماند . به امید دیدار

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 23:30  توسط مهدی صنعتی   | 

 

چند روز پيش رييس جمهور مصاحبه اي جالب و خواندني داشتند با تلويزیون فرانسه كه مي توانيد اون رواینجابخونيد و در اين مصاحبه بيش از نيمي از گفتگوي طرفين به موضع رييس جمهور پيرامون « هولوكاست » بوده است.

اشتباه نكنيد ، من نمي خوام الان در رد و يا اثبات مواضع دكتر احمدي نژاد چيزي بگويم و يا درباره لحن مصاحبه گر انتقاداتي سخت وارد كنم بلكه مي خوام توجه شما رو به چند تا نكته توجه كنم . اول اين كه اين مصاحبه توسط تلويزيون كشوري انجام شده و مواضع رسمي اروپاييان و دادگاه هاي آنان را فرياد كشيده كه منادي آزادي بيان و مذهب و ... بوده است و البته 2 تن از بزرگترين منكرين هولوكاست ( روژه گارودي و فريدمن ) اهل اين كشور بوده و در دادگاه هاي همين كشور هم محاكمه و زنداني شده اند. دوم اين كه به واقع از سخنان اين خبرنگاران معلوم و مشهوده كه بدهكاري به قوم يهود – اصطلاحا- و صهيونيست ها – عملا – در باورهايشان ريشه دوانده و آن را از بديهيات مي دانند به نحوي كه در مقابل شخصيت دهي هاي مكرر رييس جمهور هيچ عكس العملي نشان نمي دهند و اين خود حاكي از برنامه اي دقيق و رويكردي حساب شده است و در آخر هم ياد آوري اين نكته رو خالي از لطف نمي دونم كه چندي پيش كه همه شما هم اونو به ياد داريد بوش پسر 3 كشور رو محور شرارت خواند و در جاي ديگر سخن از جنگ صليبي به ميان آورد . اين مهم را اگر در امتداد سخن هاي بوش پدر كه در آن از آرزوي خودش كه شركت در نبرد آرمگدون است ، قرار دهيم و گوشه چشمي هم به نمادهاي تراوش شده از انگشتان و بيان اين دو و البته ساير نومحافظه كاران آمريكايي داشته باشيم و به تاثير انكارناپذير آن كليساي كذايي و اسقف معروف مرتبط با اين گروه توجه نماييم و البته با عكس العمل برخي از فعالان سياسي كشور مثل اینجا كه در تقبيح ادبيات مذهبي رييس جمهور چه با عصبانيت سخن رانده اند مقايسه نماييم با اقبال اين عزيزان  به رويكرد فلسفه سياسي « ليبرال دموكراسي » به چيزي خواهيم رسيد جز جمع اقبال و ادبار كه جمع نقيضين است و محال كه البته  جز از عهده اين عزيزان از جانب فرد ديگري متوقع نيست .

_________________________________________

 

۱. راستي آقا 1 فروردين مشهد سخنراني خوبي داشتند اینجا و نكات كليدي اي رو بيان كردند كه اونايي كه بايد بفهمند ، فهميدند و حتي سانسور هم كردندكه مي تونيد اینجا ببينيد  . اين رو هم گفتم تا برخي دوستان بي نصيب نمانند .  

۲. امروز سالگرد رحلت نویسنده توانمند کازرونی مرحوم " مظلوم زاده " است . فکر می کنم اگر کسی از وضعیت جسمانی و فعالیت نوشتاری و تحقیقاتی ایشان با خبر باشد نمی تواند از کنار امروز به راحتی عبور کند . خدایش رحمت کند .

تا بعد یا حق  

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 1:25  توسط مهدی صنعتی   |